کد خبر:139
پ
حامد خلیلی ازنی، محقق و پژوهشگر

گستره زبان مازندرانی

نویسنده : حامد خلیلی ازنی زبان مازَندَرانی (مازنی یا مازرونی یا طبری / تبری) نام یکی از زبان‌های ایرانی است که در زیرشاخهٔ زبان‌های کنارهٔ دریای خزر از شاخهٔ زبان‌های شمال‌غربی قرار دارد. این زیرشاخه شامل زبانهای تالشی، هرزندی، گورانی، گیلکی، مازندرانی، برخی از زبانهای تاتی و سمنانی می‌باشد که از دیدگاه تاریخی به زبان […]

نویسنده : حامد خلیلی ازنی

حامد خلیلی ازنی، محقق و پژوهشگر

زبان مازَندَرانی (مازنی یا مازرونی یا طبری / تبری) نام یکی از زبان‌های ایرانی است که در زیرشاخهٔ زبان‌های کنارهٔ دریای خزر از شاخهٔ زبان‌های شمال‌غربی قرار دارد. این زیرشاخه شامل زبانهای تالشی، هرزندی، گورانی، گیلکی، مازندرانی، برخی از زبانهای تاتی و سمنانی می‌باشد که از دیدگاه تاریخی به زبان پهلوی اشکانی وابسته‌اند.[ویکیپدیا]

 نویسندگان مسالک و ممالک در نخستین قرنهای اسلامی در ذیل گفتار دیلمان و طبرستان از این گویش یاد می‌کنند. ابوعبدالله مقدسی می‌گوید: «زبان کومش و گرگان به هم نزدیک است. ها بکار می‌برند و می‌گویند هاکن و هاده و آن را حلاوتی‌ست، و زبان مردم طبرستان بدانها نزدیک است مگر در آن شتاب است».[ احسن التّقاسیم فی معرفه الاقالیم، ص ۳۶۸] از این گونه نوشته‌ها فقط پیداست که گویش طبری را در قرنهای نخستین اسلامی بازشناخته‌اند ولی از آنچه در ادامه می‌آید می‌توان دریافت که به این گویش نوشته‌ها و شعرهایی بوده که امروز پاره‌ای از آنها به ما رسیده‌است. این نامها و نوشته‌های اندک نشان می‌دهد که چون طبرستان پس از برافتادن شاهنشاهی ساسانی مدتها از دایره نفوذ خلافت بیرون بوده و چندین قرن حکومت محلی داشته این گویش دارای سنت ادبی شده و این سنت پس از برافتادن آن حکومتها از میان رفته است(واژه‌نامهٔ طبری، صادق کیا، انتشارات دانشگاه تهران، سال ۱۳۲۷، ص ۱۰)

  مازندرانی گویش یا زبان؟

 زبان مازندرانی در تمام سطوح ساختاری سه گانه: آوایی، واژگانی و نحوی ویژگیهایی دارد که آن را از زبان فارسی معیار امروزی متمایز می‌سازد. در واقع، اگر بدون در نظر گرفتن عوامل غیرزبانی و تنها بر معیارهای زبانی تکیه کنیم، اطلاقِ اصطلاح “گویش” برای گونه مازندرانی مسلماً از لحاظ علمی مشکل آفرین خواهد بود.[ همگرایی و دوزبانگونگی در گویش مازندرانی، محمد عموزاده، پژوهشنامه علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه مازندران، سال دوم، شماره ششم و هفتم، سال ۱۳۸۱].

 پراکندگی این زبان در نیمه شمالی ایران است و به جز استان مازندران که نام این زبان از آن گرفته شده در استان‌های گلستان، تهران و سمنان نیز در میان برخی از  آن مناطق رواج دارد. پاره‌ای از ایل‌های کوچ‌نشین که در شمال ایران به سر می‌برند نیز مازندرانی‌زبان هستند.

 علاوه بر ایران  در افغانستان توسط مهاجرینی که توسط امیر تیمور به آنجا مهاجرت کردند به زبان مازندرانی سخن می گویند

 زبان مازندرانی در کشور افغانستان

 چنانکه گروهی از مازندرانیان از فیروزکوه در زمان امیر تیمور و بخواسته ی وی در سده ی پانزدهم میلادی به افغانستان کوچ کرده اند و این قوم زبان  و فرهنگ مازندرانی را در محیط خود حفظ کرده و رواج داده اند. این قوم فیروزکوهی اکنون در منطقه مسیر رود مرغاب در شرق و شمال شرقی قلعه نو زندگی می کنند و جمعیت آنه بیش از نود هزار نفر می باشد.( نجف زاده بارفروش، محمد باقر، واژه نامه مازندرانی ، بنیاد نیشابور، ۱۳۶۸،ص ۴۰)

  استان سمنان

 ۱ – الیکایی های گرمسار

 از جمله ی تبری زبانانی که امروزه خارج از مازندران زندگی می کنند ایل  الیکایی ها هستند . الیکایى‏ها که از عشایر شهرستان گرمسار استان سمنان می باشند ، در مقایسه با سایر ایل‏هاى گرمسار فرهنگ عشایرى خود را بیشتر حفظ کرده و خانواده‏هاى بیشترى از آنها کماکان زندگى عشایرى دارند .ییلاق آنها شامل ارتفاعات شمال گرمسار معروف به گیلور و مناطق ییلاقی فیروزکوه، دماوند ، لار و پلور است .  قشلاق آنها حواشی کویر شرق و غرب گرمسار است . الیکایی ها که عمدتاً در اوایل قرن حاضر در روستاهای دشت گرمسار اسکان یافته اند، بنیان روستاهای متعدد از جمله فروان ، عدل آباد ، نورالدین آباد ، ده پیران ، حاجی آباد ، سهرابخانی ، کهن تل (گندل) ، رمضان قره، احمدآباد،  غیاث آباد (نوده خالصه) را نهاده اند . بخشی از جمعیت الیکایی نیز شهرنشین شده و در شهرهای گرمسار و آرادان و یا شهرهای خارج از شهرستان (تهران و ورامین) به سر می برند . ( شاه حسینی ، علیرضا ، کوچندگان سرزمین خورشید درخشان، ۱۳۸۲، حبله رود، )

 منشا ایل الیکایی ، «الیکا» است که از منطقه ای به همین نام در چالوس به این منطقه آمده اند . این ایل شامل نه طایفه است که عبارتند از گیلوری ، قندالی ، قاسمی ، عاشوری ، ابوالی یا ابولی ، شاه حسینی ، قنبری ، گلینی و کاشانی و به گویش الیکایی از زبان تبری که شبیه گویش ساروی است سخن می گویند. ( شاه حسینی، علیرضا ، گویش ایلکایی ، ۱۳۸۴، حبله رود، ص ۲۲)

 ۲ – شهر دیباج (چهارده کلاته ) تویه دروار و تعدادی از روستاهای دیگر مانند سرخده ، اگره ، سیاپره در شهرستان دامغان به زبان مازندرانی صحبت می نمایند. ( شاه حسینی، علیرضا ، دیباج، ۱۳۸۴، حبله رود، ص ۱۴۲)

 ۳ – شهرستان مهدی شهر

 روستا های بخش شهمیرزاد  شهرستان مهدی شهر به زبان مازندرانی سخن می گویند.

 زبان سنگسری   از زبان های ایرانی است که با خوارزمی قدیم  ومازندرانی امروز بستگی دارد و از گویش هایی است که از دوره اشکانی به جای مانده است. ( شاه حسینی، علیرضا ، ایل سنگسری ، ۱۳۹۰، حبله رود، ص ۳۳)

    استان گلستان

 ۱- گویش کردکوی: شامل “هزار جریب شرقی، شاه کوه زیارت، بالاجاده، رادکان، گزشرقی و غربی و روستاهای غیر ترکمن‌ نشین از زنگی محله گرگان و تا گلوگاه”.

 ۲- گویش علی آباد کتول: شامل نواحی روستایی کوهستانی شمال شاهوار و مناطقی چون کتول، پیچک محله، محمود آباد، فاضل آباد و جلگه‌های غیرترکمن نشین بلوک استارآباد قدیم.

  استان تهران

 ۱- قصران باستانی

 منطقه قصران باستانی: شامل مناطق لاوشان، فشم، شمشک، گاجره و روستاهای کوهپایه‌ای توچلال تا مناطق غربی رودخانه جاجرود.

 زبان عمومی مردم قصران لهجه‌ای از زبان باستانی پهلوی است که زبان طبری یا مازندرانی، که از ریشه‌ی زبانهای دیرین ایرانی است، و عربی و اندکی ترکی، بدان درآمیخته و از زبان دری نیز در قرون اسلامی تاثیر یافته است، و هر چه از ری به مازندران نزدیک تر شوند بر میزان لهجه‌ی مازندرانی به همان نسبت افزوده می‌شود، چنانکه در لهجه‌ی میگون و شهرستانک و لالان و زایگان و روته و گرمابدر و شمشک و دربندسر لهجه‌ی مازندرانی غلبه دارد. [قصران (کوهساران)، حسین کریمیان، جلد دوم، ص ۷۵۸]

 ۲- منطقه دماوند: شامل نواحی کوهستانی شهرستان دماوند، رودهن، بومهن تا فیروزکوه.

دیدگاه کاربران ۱ دیدگاه
  • s.a.emadi ۱۶ فروردین ۱۳۹۳ / ۶:۵۶
    0 0

    ولی حیف که دیگه توجه زیادی به این زبان نمیشه و واژه های فارسی بسرعت جایگزین اصطلاحات مازنی میشه بارهادیدم و شنیدم که از واژه آب برای اؤ استفاده میشه اون هم تو شبکه تبرستان

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کلید مقابل را فعال کنید