کد خبر:123222
پ
zamani

معرفی آیت الله مهدی زمانی کیاسری(قسمت اول)

پایگاه خبری چهاردانگه نیوز: یکی از چهره های شاخص و سرشناس شهر کیاسر و منطقه چهاردانگه و استان مازندران در دوره معاصر بدون شک آیت الله مهدی زمانی کیاسری می‌باشد. وی واعظی توانمند، مفسری توانا، آگاه به تاریخ منطقه چهاردانگه، پرورش یافته در خانواده ای  اهل علم و فقاهت و در زندگی شخصی ساده زیست بود. […]

پایگاه خبری چهاردانگه نیوز: یکی از چهره های شاخص و سرشناس شهر کیاسر و منطقه چهاردانگه و استان مازندران در دوره معاصر بدون شک آیت الله مهدی زمانی کیاسری می‌باشد.

وی واعظی توانمند، مفسری توانا، آگاه به تاریخ منطقه چهاردانگه، پرورش یافته در خانواده ای  اهل علم و فقاهت و در زندگی شخصی ساده زیست بود. به علت عدم علاقه خودشان،  متاسفانه در زمان حیات وی، به ابعاد شخصیتی ایشان پرداخته نشده است.

آیت الله مهدی زمانی کیاسری،  فرزند آیت الله اسدالله زمانی در ۲۸ بهمن ۱۳۰۵ هجری خورشیدی ( جلالی سال، سالی که سید جلال جمالدین کلایی به کیاسر حمله کرد)در شهر کیاسر مرکز بخش چهاردانگه، مطابق با نیمه شعبان ۱۳۴۵ ه ق شب میلاد  امام زمان متولد شد و به همین دلیل نام مهدی را برای وی انتخاب کردند. در زمان تولد مهدی پدرشان در قم در حال تحصیل علوم دینی بودند.

آیت الله اسدالله زمانی که در کیاسر، دامغان، ساری، قم و نجف تحصیل کرده  و به درجه اجتهاد رسید و از علمای خوش نام منطقه چهاردانگه بودند که مردم منطقه خاطرات خوبی از وی به یاد دارند و هنوز صله ارحام آن فقید زبانزد عام و خاص می‌باشد. زمانیکه به روحانیت سخت می گرفتند، ایشان مجوز پوشش لباس روحانیت را داشتند و با تلاش های ایشان و سایر علما، منطقه چهاردانگه به دینداری شهره بود.

مادر ایشان حاجیه ربابه دختر حاج میر معصوم،که به خواندن و نوشتن و قرائت قرآن مسلط( در آن زمان کمتر زنانی این توانایی را داشتند)  و از تمکن مالی خوبی برخوردار بودند و زندگی آنها با درآمد ایشان اداره می‌شد.

اسدالله زمانی تصمیم گرفته بود برای ادامه تحصیل عازم حوزه علمیه نجف اشرف شود تا نزد علمای بزرگ آنجا کسب فیض نماید لذا مهدی در کودکی همراه پدر عازم نجف شد و به همین دلیل زبان عربی را سلیس تکلم می‌کرد و به ادبیات عرب آشنایی کامل داشت و این موضوع کمک بسیار خوبی برای یادگیری دروس حوزوی بود.

آیت الله اسدالله زمانی کیاسری

مهدی در هنگامی که در نجف اشرف ساکن بودند به دو مکتب خانه رفته قرآن  و خواندن و نوشتن  را به طور کامل آموخته بود. وی ازهوش بالا و حافظه بسیارقوی برخوردار بود که ایشان را ازکودکان هم سن و سال خودش متمایز می کرد.

آیت الله اسدالله زمانی شعبان ۱۳۵۳ه ق عتبات عالیات را به قصد موطن خود ترک کرد و در کیاسر ساکن شد.

تحصیلات دوره ابتدایی

بعد از برگشت از نجف اشرف، مهدی زمانی درسال تحصیلی ۱۴ -۱۳۱۳ برای تحصیل دوره ابتدایی وارد دبستان کیاسر شد که میرزا محمد اسپهبدی مدیر مدرسه بود.

مهدی زمانی می گوید: وقتی وارد مدرسه شدم از من امتحان گرفتند و چون ازپس امتحان بر آمدم در پایه دوم نشستم.

معلمان وی در دوره ابتدایی عبارت بودند از: حسین نجات، میرزا محمد اسپهبدی، میرزا علی اصغر سعیدی، محمدتقی پزشکی و رحیم اسلامی( اولین معلم کیاسری که در جوانی فوت کرد)

آغازدوره طلبگی

مهدی زمانی بعد از اتمام دوره ابتدایی شروع به کار کشاورزی نمود با توجه به املاکی که  مادرش داشت در آمد خوبی از کشاورزی نصیب وی شد.

مهدی زمانی برادری بزرگتر از خود داشت که تمام امید پدر به او بود تا جانشین وی شود و مرگ محمد باعث آزرده خاطر شدید اسدالله زمانی شده بود و نگران کتاب هایش بود که بعد از وی چه اتفاقی برایآنها خواهد افتاد.( در گذشته متاسفانه  به علت بیسوادی اکثر اعضای خانواده ارزش کتاب ها را نمی دانستند و بعد از فوت صاحب کتاب ها، کتاب ها را به مغازه دار می داند تا وسایل را در آن بپیچد و همین عامل نگرانی علما را بوجود می آورد و نگران کتاب های ارزشمند خود بعد از رحلت بودند و آیت الله اسدالله زمانی نیز از این قاعده مستثنی نبودند)

وی می گوید: در یکی ازشب  عده ای طلاب نزد پدرم آمده  و بخش از کتاب شرح لعمه را با هم مباحثه کردند و فردای آن شب وقتی پدرم از مسجد برگشت به سراغ کتاب شرح لعمه رفتم و همان صفحاتی که پدرم در شب قبل خوانده بودند را خواندم و معنی کردم. در این زمان ناگهان جرقه‌ای در ذهن پدر زده شد و پیشنهاد طلبه شدن را به من داد و من مخالفت کردم.

مهدی زمانی در ابتدا علاقه‌ای به طلبگی نداشت و دلایل عمده مخالت ایشان: ۱- رواج علوم جدید که بازار علوم دینی را کساد کرده بود ۲- بی علاقه بودن مسئولین امورحکومتی به روحانیت و آزار و اذیت مستقیم و غیر مستقیم آنان ۳- پایین بودن معاش و درآمد روحانیون که با سختی و عسرت زندگی می‌کردند و برای من این سبک زندگی قابل قبول نبود ولی از راه کشاورزی امرار معاش به راحتی انجام می‌شد.

اما وقتی به چهره پدرم نگاه می‌کردم و افسوس‌هایی که بعد از مرگ برادرم می‌خورد، سبب شد تسلیم شوم و اعلام آمادگی کنم که حاضرم روحانی شوم.

و به این ترتیب مهدی زمانی تصمیم گرفت برای خوانده درس حوزوی عازم ساری شود.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کلید مقابل را فعال کنید