کد خبر:63219
پ
shahid-mir-emadi

خاطره اي از شهيد سيد عادل ميرعمادي

به گزارش پایگاه خبری چهاردانگه، به نقل از آريا دفتر مازندران، به نقل از کتاب سبک زندگاني شهداي ساروي اثر حسن کريمي سليمي خانواده «شهيد سيد عادل ميرعمادي»درباره اين شهيد بزرگوار نقل مي کنند: عادل در تاريخ 3 /1/1336 در روستاي اراء از بخش چهاردانگه ساري چشم به جهان گشود، آن طور که پدر شهيد […]

به گزارش پایگاه خبری چهاردانگه، به نقل از آريا دفتر مازندران، به نقل از کتاب سبک زندگاني شهداي ساروي اثر حسن کريمي سليمي خانواده «شهيد سيد عادل ميرعمادي»درباره اين شهيد بزرگوار نقل مي کنند:

عادل در تاريخ 3 /1/1336 در روستاي اراء از بخش چهاردانگه ساري چشم به جهان گشود، آن طور که پدر شهيد مي گويد:زماني که هنوز وارد سپاه نشده بود، در شب دامادي‌اش آيت الله طالقاني رحلت کرد. همين که خبر رحلت آقاي طالقاني را شنيد، درخواست لباس سياه کرد و همان شب لباس دامادي‌اش را عوض کرد و فرداي آن روز با لباس سياه براي قرائت قرآن و فاتحه جهت شادي روح آقاي طالقاني به مسجد محل رفت، درحالي که طبق رسوم روستا فرداي آن روز بايد خدمت بزرگترها مي رفت.

همسر محترم شهيد مي گويد:شب قبل از اعزام به جبهه دست و پاي خود را حنا کرد و به من گفت: اين آخرين حنابندان من است. همان شب دوستانش به خوابش آمدند و به او گفتند: آماده باشد که مي‌خواهند برود. او از آنان پرسيد آن شخص که در جلوي آنها پرچم در دست دارد کيست؟

دوستانش گفتند: آن آقا حضرت ابوالفضل العباس (ع) است. فردا صبح موقع خداحافظي براي اعزام گفت: «ديگر بر نمي‌گردم و اين آخرين وداع است. بالاخره به آرزوي قبلي و قلبي خود مي‌رسم و شهيد خواهم شد».

در وصيتنامه‌اش نوشت: ما بايد سرنوشت خودمان را خود تعيين کنيم. تعيين کردن سرنوشت ما در همين جنگ است. با خودمان فکر کنيم که بوديم، چه شديم و به کجا مي‌رسيم. همين خود يک قدرت خداوند تبارک و تعالي است.

من 3 چيز را که بر همه عشق ها ارجحيت دارد و نصيبم شده؛ اول عشق به الله، دوم عشق به امام عزيزم خميني کبير و سوم عشق به شهادت، بر همه عشقها ترجيح دادم و در نتيجه اين 3 عشق، هميشه براي شهادت به جبهه مي روم. اميد آن دارم که خداوند نعمت دعاي هميشگي‌ام (اللهم الرزقني توفيق الشهاده في سبيلک) را نصيبم کند و اگر شاهد باز گردم به تکاپوي مداوم که دستيابي به شهادت است ادامه خواهم داد.

از پدر و مادر و خواهران و برادران مي‌خواهم از مردن من ناراحت نباشند هرچند داغ فرزند و برادر سخت است تحمل خود را زياد کنيد که با زياد کردن صبر و تحمل، پوزه دشمنان اسلام و قرآن را به خاک مي‌ماليم. از خواهران حزب الله مي‌خواهم که عفت خودشان را حفظ کنند.

شهيد سيد عادل ميرعمادي سرانجام در تاريخ 4/4/1367 در جزيره مجنون مفقودالاثر شده و پيکر مطهرش بعد از 8 سال در 19 ماه مبارک رمضان سال 1374 به زادگاهش برگشت و در گلزار شهداي ساري به خاک سپرده شد.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کلید مقابل را فعال کنید