کد خبر:13667
پ
ashrafan-thum

برای معرفی بهتر آثار؛ نیازمند تشکل قوی در منطقه هستیم

در لابه لای ارتباط کاری ام از طریق یکی از دوستان با هنرمند جوانی آشنا شدم که آثارش حکایت از پختگی و تجربه بالای او دارد. خوب حرف می زند و پیشنهاداتش راهگشاست. از وضعیت ارائه آثارش در استان راضی نیست اما با مشتری هایش خارج از استان ارتباط دارد. علاقمند به کارش هست و معتقد است با آب و خاک می شود کیمیا کرد. این را به خوبی در آثارش می توان دید.

 

گفتگو با خانم اشرفیان، کیمیاگر کیاسری

 

ashrafan-1

دست هنرمند سفالگر ما را با آب، خاک وآتش ما را به عمق تاریخ دیرپای این سرزمین هنر پرور رهنمون می کند. آنجا که پدران ما از گِل – این خمیر مایه آفرینش-  آثاری به جای نهادند که اکنون موزه های بزرگ دنیا به داشتن کوزه شکسته ای یا کتیبه از آن برخود می بالند. اما سفالگری؛ یکی از قدیمی ترین صنایعی که خاستگاه آن میهن کهن سال ما ایران است. این هنر ارزشمند با شاخه های فراوانش هنرمندان زیادی را گرد هم آورده. این هنرمندان با الهام از طبیعت و خمیرمایه آفرینش (ترکیب آب و گل) به خلق آثار بی بدیل دست زدند که نمونه های این این آثار در این کهن سرزمین کم نیست. در لابلای ارتباط کاری ام از طریق یکی از دوستان با هنرمند جوانی آشنا شدم که آثارش حکایت از پختگی و تجربه بالای او دارد. خوب حرف میزند و پیشنهاداتش راهگشاست. از وضعیت ارائه آثارش در استان راضی نیست اما با مشتری هایش خارج از استان ارتباط دارد. علاقمند به کارش هست و معتقد است با آب و خاک می شود کیمیا کرد. این را بخوبی در آثارش می توان دید. از اینکه تا بحال نتوانسته آثارش را نمایش دهد ناراضی نیست و می گوید در آینده ی نزدیک با دست پر به نمایشگاهی در تهران می رود. گفتگوی صمیمی ما با خانم کلثوم اشرفیان کیاسری را از دست ندهید.

 


 

برای مشاهده تصاویر این مجموعه در اندازه بزرگتر روی هر کدام از تصاویر کلیک کنید.

 

خانم اشرفیان چرا سفال؟

به سفال علاقمندم کار کردن در این فضا به من آرامش خاصی می دهد.

 

رشته تحصیلی تون و اینکه چطور وارد به این هنر علاقه مند شدید؟

من در حال حاضر دانشجوی رشته ی کارشناسی صنایع دستی هستم و از زمان کاردانی که در رشته ی نقاشی بودم با این هنر آشنا شدم و با علاقه فراوان این کار را زیر نظر استاد ارجمندم آقای یعقوبیان ادامه دادم.

 

ashrafan-7

 ویژگی این آثار در چیست؟

این آثار به دلیل استحکام بالا و فراوری در دمای بالای ۹۰۰ درجه در مقابل سرما و گرما مقاوم بوده و در فضای داخلی و خارجی ساختمان مورد استفاده قرار می گیرد. تنوع در طرح از دیگر ویژگی این آثار به شمار می آید. از پرتره، پیکره و کتیبه در لابی هتل ها گرفته تا تندیس و جوایز ارزشمند هنری در معرفی فرهنگ ایران عزیز. فرم پذیری و رنگ گرم از خصوصیات مثبت این نقش برجسته های سفالی است ویژگی ای که به هنرمند آزادی عمل بیشتری در خلق آثارش می دهد.

 

اجرای هر کدام از این آثار چقدر زمان می برد و هزینه تمام شده را چطور پای ما حساب می کنید؟

 (خنده) کار هنری که قیمت ندارد. البته این کار بسته به ابعاد و حجم کار متفاوت است، برخی کارها شاید بعضاً بیشتر از یک هفته زمان ببرد، و بعضی ها هم کمتر از یک روزه آماده تحویل هستند. حالا شما یکی را انتخاب بفرمایید.( خنده)

 

 در مازندران فرصتی برا عرضه آثارتان پیدا کردید؟ بازار فروش چطور است؟

 مردم شاید کمتر از این نوع هنر سفال اطلاع دارند و بالطبع اگر شرایط فراهم شود این هنر علاقه مندان بیشتری پیدا خواهد کرد. البته شرایط فروش به بازاریابی و تبلیغات وابسته بوده و ما در ابتدای راه هستیم.

 

چطور؟

من اینجا به عنوان یک هنرجو، نه برای خودم که برای حمایت از قشر مظلوم هنرمند از مسوولین استانی تقاضایی دارم. استان مازندران با وجود ظرفیت های بالای گردشگری، فضای مناسبی است برای عرضه ی آثار صنایع دستی. اگر در طول ایام خاصی چون نوروز و تابستان فضاهایی در اختیار هنرمندان مازندرانی قرار بگیرد تا بتوانند آثارشان را عرضه کنند، قطعا اثرات خوبی خواهد داشت البته همانطور که اشاره کردم این کار نیازمند تبلیغات و اطلاع رسانی دقیق هست.

 

ashrafan-3

 

شما به درستی از عرضه آثار و صنایع دستی صحبت کردید، نمونه ای از این بازار پر درآمد در استان همدان قابل مشاهده هست. شما می بینید در کنار جاذبه های طبیعی و تاریخی، بازارِ سفال همدان نقش مهمی در اقتصاد این استان دارد. پیشنهاد شما به طور مشخص به متولیان امر چیست؟

ممنون از حسن نظر شما. ببینید سالانه میلیونها مسافر و گردشگر اعم از داخلی و خارجی به استان ما سفر می کنند. اگر برای نمونه کیوسک های راهنمای مسافر در ابتدای ورودی شهرها قرار گیرد و در این مکان همراه با نقشه راهنمای گردشگر بتوانیم بروشور یا کاتالوگ هایی را برای آگاهی مسافر از نمونه کارهای تولیدی و ظرفیت بالای صنایع دستی ارائه دهیم، مسافر هم اینطور سر درگم به دنبال آثار و جاذبه های مازندران به خیابان های مرکزی شهر هجوم نمی آورد و یا مستقیم آدرس دریا را نمی پرسد.

 

ashrafan-2 ashrafan-4

 

حرف دل ما را زدید. به نظر می رسد برای جذب توریست باید با برنامه کار کرد. چه اشکالی دارد هزینه چاپ این کاتالوگ ها را که فرمودید شهرداری ها یا سازمان میراث فرهنگی به عهده بگیرد؟

ما توقع چنین کاری را نداریم که اگر بشود قطعاً عوایدش به خود این سازمانها هم بر می گردد. متاسفانه سال هاست به هنر کم توجهی شده و در مازندران خصوصاً با این ظرفیت بالایی که اشاره شد، توجه ی در خوری نشد.

 

شما در بخش چهاردانگه از ظرفیت خوبی برای ارائه آثارتان برخوردارید. بسیاری از مسافرین از محور ساری به سمنان از کیاسر عبور می کنند به نظر نیازمند مکانی مناسب برای عرضه این آثار هستید؟

من در صحبت قبلی خودم شفاف به این موضوع اشاره کردم. الان باید مصداقی صحبت کنم. باید مثالی برایتان بیاورم؛ ما در بخش چهاردانگه چند اثر طبیعی و تاریخی داریم که گل سرسبد آن چشمه های آب معدنی سورت هست. ببینید یک مدت تبلیغات شد، بدون برنامه و بدون فراهم بودن زیر ساخت. ما شاهد هجوم گردشگر به منطقه بودیم به طوری که علاوه بر اهالی منطقه، داد استانداری هم درآمد و مجبور شدند در چند مرحله برای احیای این اثر طبیعی جلسه بگذارند و ظاهراً تصمیماتی بگیرند. ما اگر در جذب گردشگر  با برنامه عمل کنیم قطعاً با اقدامات فرهنگی و فراهم نمودن شرایط اسکان برای مسافر می توانیم در جهت حفظ این آثار بکوشیم و در کنار معرفی این اثر به دیگر ظرفیت ها هم نگاهی داشته باشیم، از جمله همین صنایع دستی. اینها را گفتم که بدانید در زیر ساخت با مشکلات جدی روبرو هستیم.

 

نگفتید، آیا شرایط برای عرضه آثار فراهم شد؟

خیلی علاقه مندم جواب مثبتی به سوالات شما بدهم؛ اما متاسفانه باید بگویم خیر! البته شاید بخشی از کم کاری ها به ما هنرمندان برگردد. باید تشکّل واحدی در شهر داشته باشیم تا بتوانیم برای این امور تصمیم بگیریم. شاید وجود اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی از ضروریات منطقه کیاسر باشد. آخر این نهادها خیلی کمک کار هستند.

 

ashrafan-5

ashrafan-6

 

شاید لازم است در این زمینه با نهادهایی مثل شهرداری و یا بخشداری مذاکره کنید؟

برای من به عنوان یک خانم شاید کمی سخت و دشوار باشد. ضمن اینکه بیشتر وقتم را مشغول کار در کارگاه و رفت و آمد به ساری برای تکمیل کارهایم هستم. ولی حتماً می شود روی کمک این مسئولان هم حساب کرد. قرار است ۲۲ بهمن امسال نمایشگاهی با همکاری بسیج در کتابخانه عمومی کیاسر داشته باشیم که انشالله مورد استقبال شهروندان واقع شود. البته نمونه ای از آثارم را برای برپایی نمایشگاهی در تهران منتخب کردم و قرار است اوایل سال آینده نمایشگاهی از آثارم برپا کنم.

 

این خیلی خوب هست که آثارتان در سطح بالایی به نمایش در بیاید.

من به لطف ارتباطات خوبی که با اساتید و دوستان در تهران و سایر نقاط کشور پیدا کردم آثارم را به شکل مناسبی عرضه می کنم. اگر صحبتی هم شد گلایه نبود؛ درد دل کردیم. شاید گوش شنوایی باشد و ما هنرمندان از این مهجوری در بیاییم.

 

در منطقه هنرمندان دیگری هم به این کار مشغولند و آیا شما با آنها در ارتباط هستید؟

البته کیاسر هنرمند زیاد دارد و من از همه بی هنرترم. مثلا آقای اکبر ابراهیمی از نقاشان خیلی خوب ما هستند که  قرار است نمایشگاهی از آثارشان را در کشور بلاروس دایر کنند، اما باز هم تاکید می کنم نیازمند تشکّل قوی در منطقه هستیم.

 

علاقه مندان را به خرید یا تماشای آثارتان دعوت نمی کنید؟

 در حال حاضر وبلاگی دارم که علاقمندان میتوانند از آن دیدن کنند و همچنین می توانند در نمایشگاه های که قرار است به زودی برپا کنم از نزدیک با آثارم آشنا شوند که این باعث خوشحالی من است. وبلاگم به نشانی raha-69.blogfa.com در دسترس عموم است. همچنین از طریق رایانامه sofalineha@gmail.com آماده ی شنیدن نقطه نظرات دوستان و علاقه مندان به آثارم هستم.

 

 در پایان این گفتگو پیشنهادتان به خانم های هم سن و سال؟

پیشنهادم می کنم قدر خودشان را بیشتر بدانند و اگر هنری دارند مثل من، تلاش کنند و هیچ گاه ناامید از ادامه راه پر فراز و نشیب زندگی نباشند و با توجه به تحصیلات دانشگاهی که خوشبختانه همه دختران به آن مشغولند وارد بازار کار شوند و منتظر کار در چارچوب خانه ننشینند. آرزوی موفقیت برای تک تک خانم های ایرانی دارم.

 

 ممنون از اینکه در این گفتگو شرکت کردید.

من هم از شما متشکرم که این فضا را در اختیار بنده قرار دادید.

 

گفتگو: سید روح الله شجاعی کیاسری

 

دیدگاه کاربران ۹ دیدگاه
  • موسوی ۲۷ دی ۱۳۹۳ / ۱۰:۱۵
    0 0

    واقعا گفت و گوی خوبی بود. دوست عزیز آقای شجاعی دست شما درد نکنه. واقعاً عالی بود

  • همشهری ۲۷ دی ۱۳۹۳ / ۱۴:۰۶
    0 0

    ممنون عالی بود

  • عين الله آزموده ۲۷ دی ۱۳۹۳ / ۱۵:۳۰
    0 0

    سلام خانم اشرفیان. هنر شما را تحسین می کنم.
    یکی دو نظر دارم.
    در باره ایجاد تشکل هنرمندان کیاسر یا بهتر بگویم چهاردانگه، با شما موافق هستم. متاسفانه در کیاسر و چهاردانگه، هنر و هنرمندان به ویژه هنرهای سنتی و یا تجسمی شناخته شده نیستند.
    در این باره می توانیم :
    الف. با شناسایی و دعوت از هنرمندان از طریق همین سایت چهاردانگه نیوز برای ایجاد تشکل هنرمندان چهاردانگه اقدام نماییم.
    ب. بنده حاضرم به عنوان هنرمندی کوچک در رشته گرافیک و عکاسی،خط و گرافیک و نقاشی در این زمینه با شما و سایر دوستان هنرمند همکاری نمایم.
    پ. اعلام آمادگی می کنم بنام هنرمندان تجسمی چهاردانگه برای برپایی نمایشگاه در کیاسر و ساری از طریق سازمان میراث فرهنگی استان و یا شهرداری کیاسر و ساری و یا به همت سایر نهادها و هنرمندان تلاش کنم.
    ت. ضمناً وبلاگ تان باز نمی شود. لطفاً بررسی نمایید تا بتوانیم آثارتان را ببینیم.
    منتظر اعلام نظر شما و سایر دوستان هنرمند چهاردانگه ای هستم.
    موفق باشید.
    با احترام/ عین اله آزموده. روستای بالاده. کارشناس ارشد گرافیک.

    • اشرفیان کیاسری ۲۸ دی ۱۳۹۳ / ۰:۱۰
      0 0

      با سلام.ممنونم از حسن نظرتون. امیدوارم ایده ها و نظراتی ک دادید رو بشه عملی کرد.و صمیمانه از اعلام همکاریتون سپاسگذارم …

  • سید هادی عمادی ۲۷ دی ۱۳۹۳ / ۲۲:۳۲
    0 0

    واقعا گزارش بسیارجالبی بود انشا.الله که موفق وموئد باشید

  • سید روح الله شجاعی ۲۸ دی ۱۳۹۳ / ۲:۴۱
    0 0

    تشکر دوستان.
    اگر کسی رو می شناسید با توانایی و یا هنر که قابل درج در این فضا باشه معرفی کنید حتما با استقبال عمومی مواجه میشه.
    من هم از خانم اشرفیان بابت این مصاحبه ممنونم . ایشون به سختی حاضر شد حرف بزنه

  • h.z ۲۹ دی ۱۳۹۳ / ۱۲:۲۶
    0 0

    آفرین به افتخار آفرینان کیاسر

  • اشرف نژاد ۳۰ دی ۱۳۹۳ / ۱۹:۳۷
    0 0

    امیدوارم همیشه موفق باشی

  • اسماعیل فتاحی کیاسری ۱۶ تیر ۱۳۹۴ / ۱۴:۳۱
    0 0

    چشم آن «آهوی سر گشته کوهی » است هنوز

    که نگه می کند از آن سوی اعصار مرا .

    بوته گندم ِ روئیده بر آن بام سفال

    باد آورده ی آن خرمن آتش زده است

    که به یاد آورد از فتنه ی تاتار مرا

    تا کجا می برد این نقش به دیوار مرا ؟

    تا بدانجا که فرو می مانَد

    چشم از دیدن و لب نیز زگفتار مرا . «شفیعی کدکنی»

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کلید مقابل را فعال کنید