کد خبر:11820
پ
sher

معرفي كربلايي ميرزا حسن موسوي اليري شاعر مرثيه سراي معاصر

كربلايي ميرزا حسن موسوي فرزند سيد آقابزرگ فرزند سيد ابراهيم در سال 1297 در روستاي اليرد بخش چهاردانگه شهرستان ساري ديده به جهان گشود و در 25 ديماه 1357 دار فاني را وداع به رحمت حق واصل شد و در همان روستا اليرد مدفون شدند.

 

كربلايي ميرزا حسن موسوي فرزند سيدآقابزرگ فرزند سيدابراهيم در سال 1297 در روستاي اليرد بخش چهاردانگه شهرستان ساري ديده به جهان گشود و در 25 ديماه 1357 دار فاني را وداع به رحمت حق واصل شد و در همان روستای اليرد مدفون شدند.

 

ايشان دو همسر و ده فرزند داشت كه 6 پسر و 4 دختر مي باشند. یکی از پسرانش به نام مهدي كه دروس حوزوي را در مشهد مي گذراند در سال 1339 در جواني دار فاني را وداع گفت و پدر در را سوگ عظيمي نشاند و وی درباره اين مصيبت، شعر جانسوزي گفته است.

 

كربلايي ميرزا حسن موسوي هيچ وقت ملبس به لباس رو حانيت نشد و علت آن را به در گيریهاي مداوم با خوانين و حضور در دادگاه و پاسگاه مي دانست كه مي فرمود اگر با اين لباس در چنين جاهايي حضور یابم باعث هتك حرمت لباس روحانيت مي شود. او امورات خود را با كشاورزي مي گذراند.

 

تحصيلات ميرزا حسن موسوي

ايشان مقدمان علوم ديني را نزد ملا غلامرضا تويه درواري در روستاي اراء چهاردانگه فرا گرفت. استاد ديگر ايشان حاج سيد شفيع ارائي بود كه خود صاحب تاليف و از بزرگان علمي منطقه بودند. بعد از آن براي كسب علم به دامغان و سمنان مهاجرت نمودند وسپس براي كسب علوم ديني و تكميل معلومات خويش به مشهد مقدس مهاجرت نمود و به عتبات عاليات نجف و كربلا نیز هجرت نمود و از اين رهگذر ره آورد علمي خويش را با عطر معنويت زيارت اميرالمومنين و سالار شهيدان در هم آميخت.

كربلايي ميرزا حسن موسوي در علم حديث، تاريخ و علوم غريبه آگاهي داشت. حتي در برخي از اشعار وي، متن عربي آيات و روايات آمده است كه حاكي از تسلط ايشان بر حديث و آيات است.

 

نظرات چند تن از علما و بزرگان هنر تعزيه در باره ميرزا حسن موسوي

جناب آقاي حجت الاسلام و المسلمين سيدصالح ميرعمادي كه از علما و اساتيد حوزه علميه قم مي باشد در باره ايشان چنين مي نويسد:

 

سال 1338 ه ش براي ادامه تحصيل از اراء به روستاي اليرد رفته بوديم، زيرا استاد ما مرحوم حجت الاسلام ميرمعصوم ميرعمادي براي تدريس به آنجا رفته بود. ما عوامل في النحو را در اليرد نزد ايشان فرا گرفته ايم. از ابتداء در خانه مرحوم ميرزا حسن موسوي سكونت گزيديم، خانه اي كه براي درس خواندن و نوشتن بسيار مناسب بود. در آن ايام از ايشان جز بزرگواري و محبت چيزي نديديم. در همان تاريخ ميرزا حسن موسوي دفتر شعري داشت. اشعار بسيار قوي ايشان نشان دهنده سطح علمي بسيار بالاي ايشان بود.

 

جناب آقاي عبدل خليلي از پشكسوتان تعزيه مي گويد: زماني كه ملاوحيد دامغاني براي مدتي در شويلاشت چهاردانگه بودند بارها ديده ام كه ايشان براي مرحوم موسوي احترام زيادي قائل بود و گاهي با هم بحث علمي مي كردند. از ملاوحيد دامغاني سوال كردم چرا براي آقاي موسوي خيلي احترام مي گذاريد، فرمود: «در منطقه ساري تا كياسر عالمي مثل او وجود ندارد.»

 

اشعار ميرزاحسن موسوي

از ايشان سه دفتر شعر در دست می باشد كه حاكي از اين است كه مرحوم بنا داشت با نگارش دستي آنرا تكثير و در اختيار علاقمندان قرار دهد. ايشان در وصيت نامه خود كه چند ماه قبل از فوت خود نوشته بود به فرزندان خود سفارش كرد كه ديوان اشعارش را چاپ نمايند تا در اختيار دوستداران اهل بيت قرار گيرد.

 

ايشان در ابتداي دفتر بحرالاحزان چنين مي نويسد:« با اشاره حضرت صديقه كبري سلام الله عليهاآن مخدره دو جهان كه اينجانب ميرزاحسن موسوي ابن مرحوم مغفور سيدآقا بزرگ اليري هزار جريبي در عالم رويا مأمور بذكر مراثي و مصايب اولاد طاهرينش گرديدم. الحمدلله به تاييد يزداني و توفيقات سبحاني در مقام امر بر آمدم و كتاب بحرالاحزان را تصنيف و تاليف نمودم. اميد است كه اين تحفه محقر قبول آن مخدره دو جهان گردد.»

 

دفتر اول ايشان كه با نام بحرالاحزان در يك كتاب و پيرامون نهضت سالار شهيدان مطابق با تاريخ تنظيم شده است كه اين نشان دهنده مرثيه سرايي ساده نيست، بلكه بيان تاريخ در قالب شعر است. اين دفتر با خط زيباي سيدمعصوم ميرعمادي ارايي تحرير شده است. دفتر دوم و سوم هر دو نيمه كاره مي باشد. شعر ايشان از لحاظ محتوايي به مدايح و مراثي و سينه زني ها و غزليات اخلاقي و نصايح تقسيم مي شود.

 

ديوان اشعر سيدحسن موسوي اليردي در سال 1388 به همت حجت الاسلام والمسلمين  سيدكمال الدين عمادي  به زيور چاپ آراسته گشت تا دوستداران اهل بيت با مطالعه آن فيض ببرند.

 

ديوان ايشان مشتمل بر دفتر اول بحرالاحزان، دفتر دوم بحرالاحزان، دفتر سوم غزليات و مدايح و اشعار عرفاني در 428 صفحه مي باشد.

 

شعر مطلع ديوان موسوي در حمد باري تعالي

بحمــد خداونـــد فــرد قديم               سميع بصيرست حي كريم

ز نابود بود آورد روي كار                   زقدرت عيان كرد ليل و نهار

به هر راز پوشيده دانا بود                 به هر شي مشكل توانا بود

بزرگي سزاوار بر ذات اوست              كجا خامه قادر به اوصاف اوست

پس از حمد بي حد ثناي و درود         به نَعت پيمبر راونش درود

به هر گمرهان بود رهنما                 رسول خدا خاتم الانبيا

پس از حمد دادار نعت رسول             سلام تحيت به زوج بتول

ز بعدش دو نوباوه مصطفي               دو سرو گلستان خيرالنساء

درودم همي باد بر شاه دين             بنه تن وصي كلهم اجمعين

به دربارشان موسوي چون غلام           بود ذكر شان ورد هر صبح و شام

 

منبع شعر : ديوان اشعار كربلايي ميرزاحسن موسوي

 * نَعت : صفت

نويسنده و گردآورنده مطلب: حامد خليلي ازني

 

دیدگاه کاربران 2 دیدگاه
  • ابوالفضل قنبرنژاد 22 آذر 1393 / 14:12

    با سلام و دست مریزاد به آقای خلیلی عزیز
    از این که ما را با یکی از شاعران و مدیحه سرایان خوب منطقه آشنا کردید از شما سپاس!
    اما آقای خلیلی ما را تا لب دریا بردید و تشنه برگرداندید!
    کاش چند جرعه از بحرالاحزانش را به ما مینوشاندید.

  • علیرضا مرادی 9 اسفند 1394 / 11:43

    باسلام وعرض ادب واحترام چگونه میتوانیم به منابع شعری ایشان اعم از منتشر شده ها و منتشر نشده ها دسترسی پیدا کنم با توجه به اینکه بنده دانشجوی دکترای ادبیانت هستم؟؟با تشکر فراوان از زحمات شما در باب ادبیات واعتلای آثار فاخر آن مرحوم
    ——————–
    یک جلد کتابشان در مرکز اسناد مازندران نگهداری می شود.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کلید مقابل را فعال کنید

ساری، مجتمع میلاد نور
09114755194