کد خبر:131139
پ
motahari nejad

خاطره حجت الاسلام والمسلمین کاظمی از دانش آموز شهید حسن مطهری‌نژاد

حجت الاسلام محمد کاظمی از مدافعین حرم و مشاور سردار سلیمانی خاطره ای شنیدنی از دانش آموز شهید حسن مطهری‌نژاد نقل کرد که بسیار آموزنده است.

پایگاه خبری چهاردانگه نیوز: حجت الاسلام محمد کاظمی از مدافعین حرم و مشاور سردار سلیمانی خاطره ای شنیدنی از دانش آموز شهید حسن مطهری‌نژاد نقل کرد که بسیار آموزنده است.

حجت الاسلام محمد کاظمی گفت: من از دانش آموز شهید حسن مطهری نژاد و شهید مهدی خادمی الگو گرفتم، کسانی که با سن کمشان در اوج معرفت و عقلانیت دینی بودند و با نثار جانشان ایران عزیز را سرافراز نمودند.

وی افزود متاسفانه به بعد اخلاقی و معنوی شهدا که بسیار درس آموز است کمتر پرداخته می‌شود . با پرداختن به این ابعاد شخصیتی شهدا، آنها را باید به عنوان الگو  جوانان معرفی کرد.

خاطره حجت الاسلام والمسلمین کاظمی از دانش آموز شهید حسن مطهری نژاد

در آن زمان جاده ساری – کیاسر – سمنان آسفالت نبود و وسایل نقلیه چندانی هم وجود نداشت و تردد خودرو در این محور بسیار کم و محدود به زمان خاصی بود. اگر در آن زمان از ماشین جا می‌ماندید، ایاب و ذهاب  دیگر امکان پذیر نبود. لذا اغلب مردم در موقع رفت و آمد به کیاسر  به خصوص مردم  پشتکوه دچار مشکل بودند.  همچنین در آن زمان ماشین های شخصی هم وجود نداشت تا مردم با کرایه آن به  مقصد بروید.

در یکی از روزهای زمستان برف سنگین باعث بسته شدن جاده کیاسر به پشتکوه شده بود. پیرمردی از منطقه پشتکوه در سرما طاقت فرسای کیاسر گیر کرد. سرما سوزناک کیاسر امان پیر مرد را بریده بود  و توان حرکت را از او سلب کرده  و لباس هایش کاملا خیس شده بود.

حسن مطهری‌نژاد که در آن زمان دانش آموزی ۱۳ ، ۱۴ ساله بود و وضعیت پیرمرد را دید بسیار متاثرش و  پیرمرد را به آغوش گرفت و به خانه‌اش برد،

لباس پیرمرد را عوض کرد و به مادرش گفت اجازه بده لباس پیر مرد را من خودم بشویم.

مادر گفت: «تو این پیرمرد را به خانه آوردی اگر برای او اتفاقی بیفتد چه کار کنیم.»

حسن در جواب مادر گفت: «مادرجان نگران نباش هیچ اتفاقی نمی افتد، کاری که برای خدا باشد  جای هیچ نگرانی نیست.»

حسن با دستان خود لباس پیرمرد را شست و آن شب از او  پذیرایی کرد و حضور پیر مرد را در خانه  خود سعادت می‌دانست که خداوند متعال نصیبش کرده است.

حسن صبح زود از خواب بیدار شد، از نانوایی محل نان تهیه کرد و پیرمرد را صبحانه داد، و او را تا ترمینال آورده و سوار ماشین کرد و راهی روستایش نمود.

این رفتار حسن، اوج معرفت او را نشان می دهد  که با سن کمش رفتار انسان‌های بزرگ را از خود نشان داده و الحق شهادت زیبنده این مردان خدایی بود.

شهید حسن مطهری‌نژاد  فرزند محمد در  ۸ فروردین ۱۳۵۲ در خانواده ای زحمتکش و متدین در شهر کیاسر متولد شد.

مادر ایشان مشوق اصلی حسن برای حضور در جبهه های جنگ بود.

وقتی  حسن از  ناحیه دست مجروح شد و از جبهه برگشت  بعد از مدتی که دستش بهتر شد مادر به حسن گفت: «حضرت عباس هر دو دستش را در راه خدا داد حسن تو که یک دست را دادی و به جبهه برو.»

حسن برای بار دوم عازم جبهه شد و این بار از ناحیه چشم مصدوم شد و از جنگ بر گشت.

مجدد مادر حسن به حسن گفت: «حضرت عباس هر دو چشمش را در راه خدا داد تو که یک چشم را از دست دادی»

به این ترتیب حسن که حالا یک دست و یک چشمش را در راه خداوند از دست داده بود به جبهه جنگ حق علیه باطل عزام  شد و در۲۷ اردیبهشت ۱۳۶۷   در  شلمچه شهد شهادت را نوشیدو در سن ۱۵ سالگی به مهمانی معبودش شتافت  و عند ربهم یرزقون شد. روحش شاد.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کلید مقابل را فعال کنید