کد خبر:16968
پ
marhoom-Abdollah-kazemi

در سوگ آموزگار نيكي!

او اكنون پس از سال ها مردانه زيستن، آرميده است و من مي انديشم، شايد در همين نزديكي، حتي در كنار ما، عبدالله هايي و مرداني باشند كه ما خوب بودنشان را نفهميديم و تنهايي شان را درك نكرده ايم.

 

soogدرگذشت نيك مرد كياسري عبدالله كاظمي در روزهاي آغاز سال نو فضاي عاطفي كياسر را لرزاند. نه تنها بنده كه همه كياسري ها به نيك و وارسته بودن ايشان واقف بودند. پيشينه ارتباط و ارادت من و نگاه ويژه مردم چهاردانگه به شخصيت ايشان، بنده را بر آن داشت تا در صفحه اينستاگرام خودم، احساس شخصي و عاطفي ام را به اشتراك بگذارم كه بي گمان حس مشترك بسياري از كياسري ها به ويژه نسل دهه هاي 30 تا 60 هم مي تواند باشد. وجود سايت چهاردانگه نيوز را هم به خاطر استقبالي كه از آن وجود دارد براي در ميان گذاشتن اين احساس غنيمت دانسته ام:

 

كياسر در سوگ مردي نشسته است كه بزرگ بود، اما نه از اهالي امروز، كه يك مرد بود از اهالي فردا! و بيگانه در ديار امروز، امروزي كه برايش بوي كهنگي مي داد. او محكوم به ” همسفر بودن ” با تنهايي خويش بود، به جرم خوب بودن، در هجوم اين همه تنهايي اما او حتي براي خوب بودنش كه سرشت او بود سرزنش باران مي شد!! به گمانم دير گاهي بوده است كه او و مرگ، شانه به شانه هم راه مي رفتند و هر روز به هم سلام مي گفتند و “مرگ در آب و هواي خوش انديشه” اش نشيمن داشت. گوييا رخت زندگي بر تنش سخت تنگ بود چرا كه او بزرگ بود، خوب بود، مرد خدا بود، بي گمان جنسش از جنس خدا بود، اسمش عبدالله بود، بله شادمانْ فَرْوٓهْر – عبدالله كاظمي – به ييلاق فرشتگان كوچيد.

 

marhoom-Abdollah-kazemi

 

آموزگار كلاس دوم من در ٣٦ سال پيش ، به قدري بزرگ بود كه در همان دنياي كودكانه، بزرگي او براي من و همكلاسي هايم قابل درك بود. اگر چه همان سال هم، به دلايلي، سال پاياني آموزگاريش بود؛ اما او آموزگار هميشگي زندگي من و بسياري از هم نسل هاي من باقي ماند. اين انسان بي همتا و آموزگار توانا با آن كه در شغل هاي پر درآمد هم تجربه موفق داشت، اما هر درآمدي را با ذائقه اش سازگار نمي دانست؛ لذا سال ها بود كه به كار سخت مسافر بري مشغول بود. او در حين كار در جاده، حدود عصر روز دوشنبه سوم فروردین ماه 1394 با برخورد خودرويش با خودروي ديگر، آن جهاني شد. با تمام بغض و اندوهم، او را به اندازه اي پاك مي دانم كه خيالم از آن جهان او راحت است و حتي بي دليل مي دانم كه برايش طلب آمرزش كنم! چرا كه به گمانم او هيچ گناهي براي آمرزيدن ندارد! عشق ورزي و مهرباني او به همگان به اندازه اي اثر گذار بود كه من طعم عشق و جدايي را نخستين بار در همان كلاس دوم دبستان با او چشيده بودم در نيمه سال 59-1358 وقتي فهميدم من بايد به كلاس آموزگار ديگري بروم، به اندازه اي اندوه آگين به خانه آمدم، كه پدرم با پا در مياني مرا با دانش آموز ديگر جابه جا كرد. مطمينم او قلب همه كياسري ها را در دست داشت كه در روز خاك سپاريش، همه آنها عاشقانه آمده بودند تا به اين مرد، واپسين درودشان را بگويند و بدرود كنند و اين گونه سوگ وارانه، خياباني كه همه ما را به مزار كياسر مي رساند(!) را با حضور خود سياه پوش كرده بودند. شكوه سوگواريش، در خور شكوه زندگيش بود و در اين اندوه بزرگ، تسلايي براي همگان!

 

او اكنون پس از سال ها مردانه زيستن، آرميده است و من مي انديشم، شايد در همين نزديكي، حتي در كنار ما، عبدالله هايي و مرداني باشند كه ما خوب بودنشان را نفهميديم و تنهايي شان را درك نكرده ايم.

 

نویسنده: سيد حسن مرتضوي كياسري / کارشناس دادگستری و حسابدار رسمی

 

دیدگاه کاربران 23 دیدگاه
  • سیدعبدالله حسینی کیاسری 13 فروردین 1394 / 9:09

    …….سعدیا، مرد نکو نام نمیرد هرگز
    مرده آنست که نامش به نکوئی نبرند
    روحش شاد

  • کیاسری 13 فروردین 1394 / 11:38

    خدا رحمتش کند- ایشان مصداق این بیت بودند
    سعدیا مرد نکوتام نمیرد هرگز
    مرده ان است که نامش به نکویی نبرند
    روحش شاد. الفاتحه

  • کیاسری 13 فروردین 1394 / 23:20

    کاش میشد روی سیاهی که زشت صفتان از به بند کشیده شدن بزرگ مردان در تکاپو بودند را برای همه نمایان کرد. کاش همه بفهمیم که این دنیا سرای ابدی نیست . سرای باقی جای دیگر است . روزی که پیکر این مرحوم به روی دوش مردم بود و حزن ناله فراگیر شده بود ایا ذره ای وجدان در وجود نامردان باقی مانده بود که نظاره گر باشد که چه به سر این بزرگ مرد اوردند.
    ” به ای ذنب قتلت”
    روحت شاد بزرگ مرد مظلوم
    تو به سفارش مولای جوانمردان عمل کردی که فرمود ” انچنان باش که در مرگت مردم بگریند”
    خدا رحمتت کند و به خانواده ات صبر عطا فرمایدو فرزندانت عاقبت به خیر شوند . انشا ء الله

  • جوانان کیاسر 14 فروردین 1394 / 20:06

    خدا رحمتشون کنه خیلی مرد پاکی بود……..روحش شاد

  • شریعت نژاد کیاسری 14 فروردین 1394 / 22:50

    شاید تا سالهای سال مردان مرد به بزرگی اینان در این دیار قدم نگذارند
    افسوس از فرصتی که رفت و مرام این مردمان هم رفت
    به یاد عموی بزرگوارم شیخ رمضان شریعت نژاد و رفیق با معرفتش آقا عبدالله کاظمی.
    به یاد حرفهای کسی که میگفت مستحب است چهل نفر شهادت بدند که مردمان خوبی بودند و خیرشان به خلق رسید و شری به کسی نرساندند.
    نظر شما چیه؟

  • امیر کیاسری 14 فروردین 1394 / 23:11

    كو آن كسى كه كار براى خدا كند؟ / به جاى بى وفايى مردم، وفا كند
    هر چند خلق، سنگ ملامت بر او زنند / به جاى سنگ، نيمه شبها دعا كند

    روحش شاد,واقعا کیاسر داغدار شد.

  • درویش 15 فروردین 1394 / 0:20

    نظر من اینه که ما باید درس بگیریم از این گذر. چه خوب است بسان عبدالله بودن و مردن. هر چند بسیار سخت است و طاقت فرسا . به همین دلیل است که مثل این مرحوم بسیار نادرند.
    خدا رحمتش کند
    خدا من گواهی میدهم که این مرحوم مر خیر و خوب و شریفی بود و از ایشان فقط رحمت و گذشت بود. بس به لطف و رحمتت او را با شهدای کربلا محشور فرما
    امین یا رب العالمین

  • سهیل 15 فروردین 1394 / 8:55

    مرحوم عبدالله کاظمی انسانی شریف و بزرگوار و معلم اخلاق بودند روحش شاد و یادش گرامی

  • کیاسری 16 فروردین 1394 / 0:07

    مهربانی تحفه پروردگار است برای قلبهای بزرگ..مهربان بزرگ روحت شاد…

  • اتابک 16 فروردین 1394 / 12:07

    با درود بر آقای مرتضوی. خدا را شکر گذر زمان نمایان می نمایید انسانهای وارسته و خوب را و روسیاهی می ماند برای آن دسته از انسانهای بی سواد و کوتاه فکر. دوستان! عبدالله کاظمی بزرگ بود و بزرگ خواهد ماند. نگذاریم مردان بزرگی که در بین ما هستند زین پس به راحتی کنارشان بگذارند.

  • مهدی 17 فروردین 1394 / 9:11

    انسانهای بزرگ همیشه بزرگ میمانند
    یاد و خاطرش گرامی

  • ز کیاسری 18 فروردین 1394 / 18:25

    رانندگی در شب برایشان ممنوع بود . و همین شاید سبب حادثه شد.

    • كياسري 18 فروردین 1394 / 23:42

      ايشون روز تصادف كردند . از طرفي اگه زنده مي موندند شايد مي تونستند از خودشون دفاع كنند . چون احتمال نقص فني خودرو (از جمله بريدن ترمز و فرمان) اصلا بررسي نشد . لطفا در باره كسي كه توان دفاع نداره ، قضاوت نفرماييد . به نظر مي رسه شماكياسري نباشين . چون علاوه بر اشتباه بالا (زمان تصادف) در مورد سلامت كامل بينايي ايشون هم اطلاع نداريد.
      ……………………………………….
      چهاردانگه نیوز در خبر تکمیلی خود آورده بود: … به گفته بخشدار چهاردانگه … این سانحه حوالی ساعت ۲۱ دوشنبه شب سوم فروردین ۱۳۹۴ در نزدیکی عبور مازرستاق اتفاق افتاد و به دلیل انحراف به چپ خودروی خطی سمند و لغزنده بودن محور و عدم کنترل به موقع خودرو این تصادف روی داد. بخشدار چهاردانگه افزود: در اثر این سانحه عبدالله کاظمی راننده بومی خودروی سمند نیز که به شدت مجروح شده بود با وجود تلاش پزشکان برای نجات وی، بامداد امروز جان خود را از دست داد.
      (مراتب جهت آگاهی دوستانی که یادداشت می نویسند آورده شده است.)

    • كياسري 20 فروردین 1394 / 7:46

      البته خبر مراجع دولتي هميشه تاخير داره چون پليس راه زمان ماموريت خودش رو مي زنه فرمانداري يا بخشداري هم تاييد مي كنه . بنده هم فكر كنم دم غروب بود كه به برادرش اطلاع داده بودند . به. هر حال اين پست جاي اين جور كامنت ها نيست . اين جا بيشتر فضاي ديگري حاكمه

  • ز کیاسری 19 فروردین 1394 / 7:01

    من در همین سایت خواندم که تصادف ساعت 9 شب اتفاق افتاد و یکی از همکاران خطی که از بستگان خودشون هم بوده گفتن که رانندگی در شب براشون ممنوع بوده. اگه اشتباهی هم بوده به قیمت از دست دادن جان چند نفر و داغدارشدن چندین خانواده بوده! خداوند به مادر داغدار و همسر و بچه هاشون صبر بده. در ضمن من جد اندر جد کیاسری ام.
    ……………………………………….
    چهاردانگه نیوز در خبر تکمیلی خود آورده بود: … به گفته بخشدار چهاردانگه … این سانحه حوالی ساعت ۲۱ دوشنبه شب سوم فروردین ۱۳۹۴ در نزدیکی عبور مازرستاق اتفاق افتاد و به دلیل انحراف به چپ خودروی خطی سمند و لغزنده بودن محور و عدم کنترل به موقع خودرو این تصادف روی داد. بخشدار چهاردانگه افزود: در اثر این سانحه عبدالله کاظمی راننده بومی خودروی سمند نیز که به شدت مجروح شده بود با وجود تلاش پزشکان برای نجات وی، بامداد امروز جان خود را از دست داد.
    (مراتب جهت آگاهی دوستانی که یادداشت می نویسند آورده شده است.)

    • كياسري 20 فروردین 1394 / 21:31

      منش يك خاك رو داشتن مهمه . در اين پست همه از خوبي آقاي كاظمي گفتند . ايشان الان نمي تونه جواب شما رو بده و وجدان انساني حكم مي كنه با گفتن اين چيزها روح مرحوم رنجانده نشه توصيه مي كنم كامنت سوم از آقاي كياسري و خط دوم كامنت آقاي اتابك را بخونيد و به عرض عموي محترم خود هم برسانيد

  • ق 19 فروردین 1394 / 13:25

    “خدایا بمن زیستنی عطا کن
    که در لحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت مخورم
    و مردنی عطا کن که در بیهودگی اش سوگوار مباشم.

    به هر كه دوستش می داری بیاموز كه عشق از زندگی كردن بهتر است
    و به هر كه دوست تر می داری بچشان كه دوست داشتن از عشق برتر است”

    گویند مردی زتبار خالصین پاک سرشت دیرین رفت زجمع ما
    اما نقش ونگارش پاینده است در یاد ما
    “مردان نکو نام نمیرند هرگز
    مرده ان است که نامش به نکوه ای نبرند”
    آدمهایی هستند که از دست رفتنشان را هیچ چیزی در دنیا نمیتواند جبران کند (وتو از این دسته ای )
    به رسم ادب غروب غم انگیز انسانی بزرگ از دیار خورشید را به همه دوستان وهمشهریها و خانواده داغدار؛ ان عزیز تسلیت میگویم
    روحت جاودانه باد

    از جناب اقای مرتضوی برای نوشتن این متن زیبا سپاس ویژه دارم حق مطلب را ادعا کردند پاینده باشید

  • رضا 29 فروردین 1394 / 8:59

    خدا رحمتش کند او واقعا آموزگار نیکی بود

  • علی 1 اردیبهشت 1394 / 10:37

    هنوز مرگ آقا عبدا.. را باور نکردم ، مردی که عاشق مردم محروم چهار دانگه بود و همواره از تلاش برای رفع این محرومیت سخن می گفت

  • صادق 5 اردیبهشت 1394 / 15:34

    عبدلله در کشاورزی نمونه , در اخلاق نمونه یک کیاسری زحمت کش بود

  • فتاحی کیاسری 6 مرداد 1394 / 8:58

    گر تو خواهی که بجویی دلم، امروز بجوی…
    ورنه بسیار بجویی و نیابی بازم..

  • new folder 5 شهریور 1394 / 18:47

    مرد را دردي اگر باشد خوش است
    درد بي دردي علاجش آتش است
    عبدالله يك مرد با كوهي از درد بود .

  • سهیل 10 آذر 1394 / 9:50

    جناب آقای ز کیاسری
    بنده سالها با آقا عبدا… دوست بودم و اصلا موردی که در باره رانندگی در شب گفتید صحت ندارد چون بنده با ایشان بارها در شب در مسیر های مختلف رانندگی کردیم

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کلید مقابل را فعال کنید

ساری، مجتمع میلاد نور
09114755194