فیلترهای جستجو
فیلتر بر اساس نوع پست سفارشی
vali-kardgar
شهید ولی الله کاردگر

اطلاعات این شهید اشتباه هست؟

loading...
بارکد ارجاع به این صفحه

اطلاعات

نـــــــــام

نـــام خانوادگی

نـــــام پدر

نــــام مادر

تاریــــخ تولــــــد

محــــل تولـــــــد

میزان تحصیلات

وضعیت تـــاهـــل

نـــــــام همســــر

وضعیت اولاد

تعداد فرزندان پسر

تعداد فرزندان دختر

شغــــــــل

هویتی

ولی الله

کاردگر بالادهی

ابراهیم

حوریه

2 شهریور 1336

بالاده

فوق دیپلم

متاهل

سیده فاطمه

دارد

-

2

آزاد

اطلاعات

تاریخ شهادت

محـل شهادت

نحوه شهادت

ســـــن شهیــــد

مــــزار شهیــــد

تاریخ تدفین شهید

شهادت

15 فروردین 1363

دهلران

اصابت تیر مستقیم

27

امام زاده عباس - ساری

20 فروردین 1363

اطلاعات

عضــــــــویت

یگان خدمتی

رسته نظامــی

مسئولیت نظامی

تخصـــــــص

نظامی

بسیج

لشگر 10 سیدالشهدا

پیاده

رزمنده

آر پی جی زن

زندگی نامه شهید شهید ولی الله کاردگر

ولی اله کاردگر فرزند ابراهیم در سال 1336 در روستای ” بالاده ” دیده به جهان گشود. در 5 سالگی مادرش را از دست داد. شرایط سخت زندگی باعث شد تا برای کمک به وضعیت معیشت خانواده تلاش کند. با آغاز جنگ تحمیلی به صفوف مجاهدان پیوست و با گذراندن دوره های آموزش نظامی و رزمی در سال 1362 با وجود داشتن همسر و دو دختر خردسال، به مناطق جنگی اعزام شد و در عملیات والفجر 5 و در ادامه آن، والفجر 6 به عنوان آرپی جی زن شرکت کرد. آخرین نامه ای که از کاردگر برای خانواده اش بجا مانده مربوط به تاریخ 27/11/1362 برمی گردد و او بعد از این تاریخ مفقودالاثر شد. سرانجام بعد از 12 سال چشم انتظاری خانواده، پلاک و لباس این شهید والامقام توسط گروه تفحص شهدا کشف و شناسایی شد و در تاریخ 07/04/1374 در مراسمی باشکوه در ” امامزاده عباس ” ساری، طبق وصیت خود، در کنار مزار شهید شعبان کاظمی (شوهر خواهرش) به خاک سپرده شد .

وصیتنامه شهید شهید ولی الله کاردگر
وصیتنامه شهید:

«والذین آمنوا وهاجروا و جاهدوا فی سبیل الله و الذین آتو و نصروا و اولئک هم المومنون حقاً لهم مغفرة و رزق کریم . و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیا ء عند ربهم یرزقون »

(آنهایی که ایمان آورده اند، هجرت و جنگ کرده اند در راه خدا؛ آنانی که جان داده اند و مهاجران را یاری کرده اند، ایشان آن گروه مومن حقیقی هستند . مپندارید آنها که در راه خدا کشته شده اند، مرده اند؛ بلکه آنها زنده اند به حیات ابدی شان در نزد خدا روزی می خورند.)

با سلام و درود به پیشگاه امام زمان و نائب برحقش امام خمینی و با درود و سلام بر رزمندگان همیشه پیروز اسلام و با درود و سلام بر امت شهید پرور ایران و با درود به پیشگامان شهادت و با درود بر تمام صالحان و صدیقان .

اینجانب ولی ا… کاردگر وصیت نامه خود را این چنین آغاز می کنم :

در درجه اول از خدا می خواهم که مرگ مرا شهادت درراه خودش قرار بدهد و مرا به تنها آرزوی خودم که شهادت است برساند. در درجه دوم از امت حزب الله و همیشه در صحنه ایران می خواهم که حمایت از رهبر را فراموش نکنید؛ چراکه این رهبر بوده است که ما را از دریای پُرتلاطم طاغوت به ساحل خوشبختی رسانید و همانا این رهبر مثل نوح نبی ا… در زمان خودش و بت شکن همچون ابراهیم خلیل ا… است و ظلم شکنی همچون موسی کلیم ا… در زمان خودش بت شکنی همچون ابراهیم فرزند علی ولی ا… است و وارث دین محمد رسول ا… (ص) است، پس نائب برحقش را تنها نگذارید که همانا آن امام خمینی می باشد.

وصیت من به تمام برادران این است که راه شهیدان را ادامه دهند و تا آخرین قطره خون خویش نگذارید که راه شهیدان خالی باشد؛ بروند جبهه ها را پُر کنند؛ چراکه بزرگترین عبادت، جنگیدن و مبارزه کردن در راه اسلام است.

وصیت من به خواهرانم این است که با داشتن حجاب اسلامی  و با سنگر چادر، راه شهیدان را تداوم بخشند و از سنگر چادر، مبارزه با استعمار و استثمار شرق و غرب را ادامه دهند.

پیام من به خانواده های شهدا این است که صبر پیشه کنند و اگر خدای ناکرده برای شهیدان گریه کنند، دل شهیدان را به درد می آورند و دل دشمنان اسلام را شاد می کنند.

صحبت من به خانواده ام این است که تو ای همسرم! اگر من لیاقت این را داشتم که شهید بشوم، برای من گریه نکن و محزون نباشید و بعد از شهادتم  زینب وار و با سختی مبارزه کنی و تا می توانی به فرزندانم  دروغ نگو، بگو که پدرشان به کجا رفته ، بگو که چرا رفته  و اگر فرزندان من از تو مرا طلب کردند، به فرزندان هیچگاه دروغ نگو! بگو که شهید شده است. بعد ا زشهادتم، گریه نکن که اگر گریه کنی، این را بدان که دل مرا به درد می آوری و بعد از شهید شدنم، تو باید برای تمام فرزندانم؛ هم پدر باشی و هم مادر. برای تمام بچه های شهدا و بچه های خودم مادر باش و همچون حضرت زینب، همیشه دست نوازش بر روی بچه هایم بکش ونگذار که آنان ناراحت باشند.

صحبت من با برادرم این است که بعد از شهادتم، سرپرستی فرزندانم برعهده توست که همچون فرزندان خود، آنان را سرپرستی کن و تا می توانی، با بچه های من مهربان باش  و نگذار که برای من گریه .

اگر شهید شدم محل دفن من مزار شهدای امام زاده عباس، بغل مزار دامادم شهید شعبان کاظمی باشد و وصی من برادرم خلیل و ناظر، پدرم باشد .

خدایا ، خدایا ، تا انقلاب  مهدی خمینی را نگهدار؛ از عمر من بکاه و بر عمر رهبر افزا !

والسلام علیکم و رحمة ا… و برکاته

 12/ 11/62

 

 

گالری تصویری موجود نیست
ویدئویی برای نمایش وجود ندارد.

از این شهید صدایی یادگار نمانده است.

فرم ارسال اطلاعات اصلاحی

شما می توانید اگر در اطلاعات این شهید اشتباهی مشاهده کردید آن را اصلاح کرده و برای ما ارسال کنید. اطلاعات شما نزد ما محفوظ خواهد بود

* به شماره تلفن همراه شما برای اعتبارسنجی اطلاعات نیاز داریم.

فرم اصلاح اطلاعات شهید ولی الله کاردگر
vali-kardgar

شهید ولی الله کاردگر