فیلترهای جستجو
فیلتر بر اساس نوع پست سفارشی
mohammadali-khalili
شهید محمدعلی خلیلی

اطلاعات این شهید اشتباه هست؟

loading...
بارکد ارجاع به این صفحه

اطلاعات

نـــــــــام

نـــام خانوادگی

نـــــام پدر

نــــام مادر

تاریــــخ تولــــــد

محــــل تولـــــــد

میزان تحصیلات

وضعیت تـــاهـــل

نـــــــام همســــر

وضعیت اولاد

تعداد فرزندان پسر

تعداد فرزندان دختر

شغــــــــل

هویتی

محمد علی

خلیلی الندانی

محمدعلی

زینب

6 تیر 1341

الندان

ابتدایی

مجرد

-

ندارد

-

-

بیکار

اطلاعات

تاریخ شهادت

محـل شهادت

نحوه شهادت

ســـــن شهیــــد

مــــزار شهیــــد

تاریخ تدفین شهید

شهادت

30 فروردین 1361

تنگه چزابه

تیر مستقیم

20

الندان

4 اردیبهشت 1361

اطلاعات

عضــــــــویت

یگان خدمتی

رسته نظامــی

مسئولیت نظامی

تخصـــــــص

نظامی

سرباز ارتش

ارتش

-

رزمنده

-

زندگی نامه شهید شهید محمدعلی خلیلی

محمد علی خلیلی در سال 1341 دیده به جهان گشود. دوران کودکی را در روستای” الندان” سپری کرد و در سال 1348 آماده رفتن به مدرسه شد. دوره ی ابتدایی را به پایان رساند و بعلت مشکلات مالی خانواده از ادامه تحصیلات محروم شد و جهت کمک خانواده به کار کشاورزی مشغول شد. در سال 1360 به خدمت مقدس سربازی رفت و دوره ی آموزشی را در بیرجند گذراند، سپس به آبادان جهت ادامه خدمت اعزام شد و در تاریخ 30/1/1361 در ” تنگه چزابه ” به خیل شهیدان پیوست و در گلزار شهدای روستای الندان آرام گرفت.

وصیتنامه شهید شهید محمدعلی خلیلی
وصیتنامه شهید:

خدا یا از عمر ناقابلم بکاه و به عمر رهبرم بیفزای. آمین!

با درود فراوان به محمد(ص)، پیامبر خدا و مهدی موعود منجی بشر، فریادرس امت، امام زمان (عج) درود بر نائب برحقش حامی مستضعفان، ابرمرد تاریخ، رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران، فرمانده کل قوا، خمینی، روح خدا. با درود فراوان به سرور شهیدان کربلا حسین. با درود فروان به شهدا انقلاب اسلامی ایران و شهیدان جنگ تحمیلی و با درود فراوان و سلام گرم به رزمندگان اسلام که در جبهه های نبرد حق علیه باطل مشغول پیکارند. بعد از این که از دوره آموزشی آمدم، خواستم خاطره ای که همان وصیت نامه  است را برای خودم بنویسم تا شاید بعد از مرگم مرهمی به دل خانواده ام باشد و هم نشانه ای از من بنده ی گناهکار. قبل از هر چیز چند مسئله پیش آمد، بااینکه با خود فکر کردم که برای چه منظور به جبهه می روم و برای چه کسی و برای چه چیزی و برای چه مکتبی؟ آیا خود را خالص می دانم و یا ناخالصی دارم؟ آیا هدفم مقدس است؟ آیا مکتبم ولایت است؟ و یا نه با خود می گویم که آیا برای خلق می روم یا برای خدا؟ آیا رهبرم را شناختم؟ وقتی که این سوال ها را از خودم کردم، تصمیم گرفتم دریابم که برای چه می روم و برای چه مکتبی می روم و به دستور چه کسی می روم. آری ای برادر و ای خواهر! من برای رهایی اسلام و رهایی کربلای حسین (ع) می روم. آری برادرم و خواهر مذهبی! من برای نجات قرآن و مکتب حیات بخش اسلام و برای زیارتگاه مقدس خاک امام حسین (ع) می روم ، می روم تا شاید با خونم بتوانم ریشه ولایت فقیه و اسلام را آبیاری کنم؛ هرچند که هر روز جوی خون از ریشه اش جاری است، می روم تا به دنیا بفهمانم که روزی اگر برسد، همین محصل مدرسه، قلم را زمین گذاشته و اسلحه به دست می گیرد. آری ای برادران و خواهران بسیجی! من فقط برای خاطر رضای خدا به جنگ می روم و فقط  برای اسلام و قرآن می روم. آری ای برادران و خواهرانم! من برای مکتبی می روم که شهادت (به قول امام امت) اسارت ندارد. باید بدانید که امام خمینی، تنها رهبرم و قرآن، تنها کتابم و اسلام راستین محمدی(ص)تنها مکتبم و مبارزه و شهادت در راه حق تنها آرزویم می باشد.

من به ندای « هل من ناصر ینصرنی » فرزندت خمینی کبیر لبیک گفته و دست از همه چیز کشیدم و به جبهه های جنگ حق علیه باطل شتافتم. می دانم که به مدرسه ام خیانت کرده ام؛ چون مدرسه هم یک نوع سنگر است ولی من هم سود و هم ضررش را سنجیدم و در ترازو قرار دادم و آن را  وزن کردم و دیدم، سودش بیشتر از ضررش است، پس من خوشحالم؛ چون سودش بیشتر است. می دانم چه سودی دارد و چه ضرری… .

پدرم! سلام مرا بپذیر و افتخار کن پسرت از شما به جبهه رفته و به ندای امام خود لبیک گفته است و از دستور رهبرش سرپیچی نکرد، پس این باعث افتخار شما پدر مهربانم باشد، پس احساس ناراحتی نکن که دل دشمن را شاد می کند. پدرم! گریه و ناراحتی خانواده ام، ضربه ای است به پیکر من و مرهمی به زخمهای دشمنان من و هرخنده  و شادی شما، موجب شادی روحم می گردد و تیری است برای قلب دشمن. پدر مهربانم! من می روم تا راه کربلا را برای زیارت شما باز کنم؛ اگر توانستم با سلاح و اگر نشد با خونم، پس راحت باش و احساس خوشبختی کن. اگرشهید و یا کشته شدم، اگر جنازه ام را آوردند، بدان که در حیات ملکوت سفر می کنم و این چه دامادی و عروسی لذت بخشی است. شهادت تنها آرزوی من است.

مادرم، فرشته زمینم! نمی دانم با چه زبانی بگویم دوستت دارم؛ زیرا شما خیلی زجر کشیدید و مرا بزرگ کردی و تا به اینجا رساندی که ثمره اش را بگیری؛ مثل درختی که باغبان برایش زحمت می کشد و شب و روز بیدار می ماند تا بزرگ شود تا از میوه های آن استفاده نماید و… ولی افسوس که نتوانستم در این دنیا جواب این همه زحمتهای شما را بدهم ولی به شما قول شرف می دهم که در آن دنیا برای شما دعا می کنم؛ از این بابت مرا ببخشید. مادر جانم! می دانم که خدا روزی مرا به شما و پدرم هدیه کرد و من امانتش هستم. شما خودتان بهتر می دانید که چیزی که امانت باشد، صاحبش آن را پس خواهد گرفت. می دانی که من امانتی از طرف خداوند هستم به شما و امروز خدا می خواهد این امانتی را از شما بگیرد و شما هم باید دو دستی آن را تقدیمش کنید؛ زیرا امانت به صاحب اصلیش می رسد و نباید ناراحتی کنید؛ زیرا من به ندای امام زمانم جواب مثبت دادم. پس تو ای مادر! شاد باش که چنین فرزندی به بار آوردی. مادرم! تو باید بدانی که اسلام امروز احتیاج به جوانانی چون ما دارد و اگر امروز من نروم و فردا آن نرود، پس چه کسی باید برود؟ مادرم! منتظر آمدنم مباش؛ زیرا من به دعوت خدا حرکت کردم و انشالله به درجه ام می رسم، پس چشم به راه مباش که راهی که رفتم، برگشتن آن کم است و شما که فرزندتان را در راه خدا دادی و حالا ناراحت نباش.

پدرجان! می دانم که می خواستی من را داماد کنی و مرا به حجله بفرستی؛ به خدا قسم بهتر از این عروسی و این اتاق حجله آیا عروسی پُرشگوه تری دارم؟ و اتاق حجله پُرمحتواتری، پس بدان که من هم ازدواج کردم و با خونم زیر قباله ام را امضاء نمودم.  پدرجانم! هیچوقت از امام جدا نباش و امام را دعا کن! مادرجان! سیاه نپوش! خواهرم! گریه نکن! برادرم! نترس و شجاع باش! برو بجنگ و انتقام خون شهیدان را بگیر! خداوندا! بارالها! شهادت در راه حق را هرچه زود تر نصیب مان کن و از دنیای موقت که مانند زندان است، ما را نجات ده و به دنیای امیدمان برسان!

خدایا! از عمر ما بکاه و به عمر امام مان بیفزای!

پیکارعلیه ظالمان، پیشه ماست

اندر ره دوست مُردن، اندیشه ماست

هرگز ندهیم تن به ذلت، هرگز

چون خون زلال کربلا، پیشه ماست

قسمتم این بود که در سنگر اسلام به شهادت برسم

در نزد محبوب خود، الله ، به سعادت برسم

28/2/60

گالری تصویری موجود نیست
ویدئویی برای نمایش وجود ندارد.

از این شهید صدایی یادگار نمانده است.

فرم ارسال اطلاعات اصلاحی

شما می توانید اگر در اطلاعات این شهید اشتباهی مشاهده کردید آن را اصلاح کرده و برای ما ارسال کنید. اطلاعات شما نزد ما محفوظ خواهد بود

* به شماره تلفن همراه شما برای اعتبارسنجی اطلاعات نیاز داریم.

فرم اصلاح اطلاعات شهید محمدعلی خلیلی
mohammadali-khalili

شهید محمدعلی خلیلی