شهید علی اکبر اسلامی در تاریخ 1343 در روستای” معلم کلا ” ساری متولد شد. دوران تحصیلات را تا دبیرستان درهمان روستا ادامه داد. اولین بار در سن 16 سالگی راهی جبهه ها شد. هرموقع از جبهه برمی گشت، ادامه ی تحصیل را همت خویش قرار می داد. حضور پیدا می کرد. آخرین باری که قرار شد جهت امتحان درهنرستان ” طالقانی ” شهرستان ساری جهت امتحان شرکت کند؛ با خود فکر کرد که شرکت در جبهه از آزمون مدرسه مهم تر است، لذا به جبهه عزیمت کرد و از آزمون مدرسه باز ماند.علی اکبر در تاریخ 12/10/1362 در منطقه سنندج در حین ماموریت واعزام به نبرد، در یک تصادف جان به جان آفرین تسلیم کرد و جسم مجروحش در میان غم و اندوه خانواده و دوستانش در کنارامام زاده قاسم، کنار دوستان شهیدش آرام گرفت .
« الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ هَاجَرُواْ وَ جَاهَدُواْ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالهِ هُمْ وَ أَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللَّهِ وَ أُوْلَئكَ هُمُ الْفَائزُونَ »
( آنان که ایمان آوردن و از وطن خود هجرت کردند و در راه خدا با مال جانشان جهاد نمودند، آنها را نزد خدا مقام بلندی است و آنان بالخصوص رستگار و سعادتمندان دو عالمند.)
همانا خداوند دوست می دارد آنان را که با صفای آهنین جهاد می کنند.
قال الحسین (ع) : اِنی لا اَری الموت الا السعادهّ و الحیاهّ مع الظالمین اِلا بَرما
امام حسین (ع) فرمود: (من مرگ را جز سعادت و زندگی با ظالمین را جز ذلت و خواری نمی دانم.)
اکنون این وصیت نامه را می نویسم قرار است چند شب دیگر عملیات شود و شاید خدای بزرگ بر من حقیر مقدار رحمی نماید و آرزویم برآورده شود و شهادت را در آغوش گیرم. شهادت دریچه آزادی من از این دنیاست. شهادت منتهای حرکت یک مسلمان است. شهادت آرزوی مشتاقان و عاشقان است. ای ملت آزاده من برای شما چه بگویم؛ این شما بودید که ما را پرورش داده اید که بتوانیم خون خود را در راه شما که راه اسلام و هستی مطلق است، بریزیم. این انقلاب بزرگ از خون ما سیراب می شود پس به راه ما ادامه بدهید. ای اسلامیان! به رهبری رهبر بزرگ انقلاب اسلامی، امام خمینی پرچم ایران را در سراسر گیتی برپا کنید. ای جوانان! همه شما مسئولید در برابر انقلاب اسلامی و ملت تحت ستم فلسطین، لبنان، عراق و … ، پس برخیزید و بکوشید تا با یاری الله آنها را از ظلم نجات دهید. ای مردم! بی تفاوت نباشید و هر کدام تا می توانید به نوبه ی خود بکوشید؛ کارگر در کارگاه ، کشاورز در کشتزار، معلم در مدرسه و روحانی در اجتماع، همه و همه در صحنه. هر کدام تا می توانید برای این انقلاب پرشکوه و شکوهمند تلاش کنید تا انقلاب بزرگ را به پیروزی نهایی برسانید تا مقدمه ای باشد برای انقلاب بزرگ و جهانی اسلام به امامت حضرت مهدی (بقیه الله) و در این راه از هیچکس و هیچ چیز دریغ نورزید و نهراسید. ای جوانان! نکند در رختخواب، ذلیل بمیرید که حسین (ع) با 72 تن از یارانش تشنه لب در صحرای کربلا به شهادت رسیده و بهشتی و 72 تن از یاران او در زیر آوار به شهادت رسیدند. برخیزید در راه خدا جهاد کنید. اول جهاد اکبر (مبارزه با نفس) و بعد جهاد اصغر، در راه خدا کشته شوید؛ همچنان رجائی، باهنر و دیگرعزیزان ما در جبهه ها و یاران امام در سنگر محراب. ای خواهران! حضرت زینب (سلام ا… علیها) با اسارت رفتن ، خون حسین (ع) را زنده و پیروز نگه داشت. شما هم در برابر خون شهیدان مسئولید و راه آنها را با تربیت فرزندانتان که ادامه دهنده راه آنها ( که همان راه اسلام هست ) کوشا باشید. از همه شما خواهران می خواهم که حجاب را در همه جا حفظ کنید! درود و سلام بر پدر و مادری که فرزند خود را به جبهه حق علیه باطل می فرستند و درود بر کسانی که به ندای امام امت لبیک گفتند و به جبهه ها رفتند تا از دین اسلام و قرآن و وطن اسلامی خود؛ ایران دفاع کنند. تا به حال من مرده بودم. از آغاز جهاد و شهادت است که در خود این احساس را می کنم که تازه متولد شدم و زندگی جاوید خود را آغاز می کنم. شهادت، انسان را به درجه اعلای انسانی و ملکوتی می رساند و چقدر شهادت، شیرین و زیباست. ای پدر ارجمندم! سلام مرا بپذیر و مرا حلال کن و با استقامت و صبر و شکیبایی از انقلاب اسلامی دفاع کن! مبادا روحیه خود را از دست بدهی و گریه کنی. ای مادر مهربان و عزیزم! سلام مرا بپذیر و حلالم کن و افتخار کن که فرزندی را که خدا به شما داده است، شما این فرزند را در راه خدای خود فرستادید و در راه خدا کشته شد؛ مبادا درفقدان من گریه کنی. ای برادر عزیزم! راه خدا بهترین و برترین راه هاست. پوینده و کوشنده ی این راه باش! ای خواهر مسلمانم! تو نیز زینب زمان باش و در راه خدا مبارزه کن و با حجاب خود، خون شهیدان اسلام را ارج بده! ای ملت شهید پرورایران! تنها راه نجات اسلام و رهایی مستضعفین و پیروزی نهایی، پشتیبانی قاطع و بی دریغ از دولت جمهوری اسلامی و پیوستن به خط امام که همان خط اصیل اسلام و محمد (ص) است، می باشد. هر کجا هستید، از روحانیت مبارز دفاع کنید تا اسلام را به جهانیان بشناسانید. خون شهیدان را پایمال نکنید و از این خونها برای راهنمایی، گمراهان استفاده کنید تا اسلام را درک کنند و به اسلام بپیوند و ای ملت مسلمان! خدا و قرآن هیچ وقت از یادتان نرود. قرآن بخوانید و آن را بشکافید که مسئله مهم در آن نهفته است. دعاها را بیشتر بخوانید که خداوند می فرماید : (ادعونی استجب لکم ) “بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را.” و نماز مرا سبک نشمارید و آن را با اخلاص بخوانید که نماز ستون دین و تنها راه نزدیکی به خداوند بزرگ است. هیچ وقت امام عزیز، رهبر امت اسلام و نجات دهنده مستضعفان را تنها نگذارید و به رهنمودهای رهبرعزیز گوش فرا داده و به آن عمل کنید. اگر لیاقت آن را داشتم که در راه خدا کشته شوم مرا در مزارمحله و در کنار آرامگاه شهید محسنی دفن کنید.
چند کلمه با شما جوانان محل خودم بگویم: لااقل شبی یک بار در حسینیه گرد آمده و دعای توسل به جای آورید و از خدا بخواهید که تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدارد. از شما می خواهم در نماز جماعت و در دعای کمیلِ حسینیه شرکت فرمایید تا مشت محکمی باشد بر دهان یاوه گویان و منافقان.
در آخر از خواهران محله می خواهم که تا می توانید، حجاب را رعایت کنند و از همه شما در آخر می خواهم که امام را دعا کنید و سعی کنید در سازمان اطلاعاتیِ 36 میلیونی شرکت نمائید .
خدا یا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی نگهدار
علی اکبر اسلامی
