سید رضا ایلالی فرزند سید محمد، متولد 1335 در روستای ایلال از بخش چهاردانگه ساری در خانواده ای کشاورز به دنیا آمد. فرزند دوم خانواده، دوران کودکی را در خانواده پرجمعیت سپری کرد. تا ششم ابتدایی را تحصیل کرد ولی به علت مشکلات و نبود مدرسه، از ادامه تحصیل باز ماند اما از آنجا که پسر اول خانواده بود، در همان نوجوانی در کنار خانواده، مشغول کار و کشاورزی بود. در دوران جوانی به تهران هجرت کرد تا در پایتخت مشغول به کار شود. همزمان با خدمت سربازی ازدواج کرد. در اوایل جنگ تحمیلی در سال 59، لباس پاسداری را پوشید و وارد جبهه ها شد و مسئولیت مهندسی رزمی لشکر 25 کربلا را به عهده گرفت و در عملیات های والفجر 4و6و8 و کربلای 4و5 این مسئولیت را برعهده داشت. سرانجام 8 بهمن سال 1365 در جنوب شلمچه در اثر انفجار و اصابت ترکش به شهادت رسید و مدت 7 سال پیکرش مفقود بود تا این که در سال 76 ،چشم انتظاری همسر و فرزندانش به پایان رسید و خبر آوردند که شهید با تکه استخوان و پلاکی برگشت شهید ایلالی در گلزار شهدای ساری به خاک سپرده شد.
اول به نام خداوند متعال- درهم کوبنده ستمگران- که آغاز هر سخنی به نام اوست؛ او که یاری دهنده مستضعفان و پاسدار حرمت خون شهیدان است.
سلام به پیشگاه والا و باعظمت مولا امام زمان (عج) و نائب برحقش، امام امت، خمینی کبیر و درود به تمامی شهدای اسلام عزیز بالاخص شهدای انقلاب اسلامی ایران. خدای من! شاهد باش که من برای رضای تو و فرمان روح خدا و برای احیاء دین و تداوم انقلابِ مُنتسب به تو به جبهه می روم؛ نه برای چیزی دیگر. مادرم! امیدوارم که برای از دست دادن من غصه نخورید که شهادت، نهایت و حد تکامل یک انسان است و انشاالله آماده از دست دادن بقیه فرزندان خود در راه خدا و اسلام باشید. مادر مهربانم! از شما می خواهم که برایم گریه نکنید! هروقت به یاد من افتادی و خواستی گریه کنی، در آن لحظه به یاد کربلای حسین (ع) باش که چگونه با کافران و ستمگران برای پابرجا ماندن اسلام و آزادی تمام مسلمین و محرومین از زیر سلطه یزید جنایتکارِ جانی جنگید و دولتی جان خود، فرزندان و عزیزانش دو دستی را تقدیم راه حق نمود.
من بخاطر اسلام در این راه قدم گذاردم و اسلام را در خمینی یافتم حرف او، حرف اسلام است و اسلام یعنی پیاده شدن احکام قرآن و قران کلام خداست، پس شما باید سخن او را با جان دل پذیرا باشید مبادا روزی فرا برسد که خدای نکرده چون مردم کوفه با او رفتار کنید.
مادرم از اینکه فرزند خوبی برای شما نبودم، عفوم نمایید! برادرهایم! شماها در جمهوری اسلامی، وظایف سنگینی را باید به دوش بکشید یک لحظه وقت تان را بیهوده به هدر ندهید! برای پیشبرد انقلاب اسلامی، لحظه ای ساکت ننشینید و با آنچه در توان دارید، بکوشید! باید به حمایت شماها و سایر برادران حزب الله، این انقلاب الهی به تمام جهان صادر گردد؛ البته به رهبری نائب بر حق امام زمان (عج) امام امت(روحی له الفداء).
گوش به فرمان امام عزیز باشید و در مسیر اسلام عزیز گام بردارید و پشتیبان ولایت فقیه باشید! اما خواهرانم! برایم گریه نکنید و در حفظ حجاب کوشا باشید.
شما ای همسرم! مدت چند سالی که با هم زندگی کردیم، اگر از حقیر رنجی دیدید، مرا عفو کنید که همسر خوبی برایتان نبودم. در تربیت و تعلیم فرزندانم کوشا باش و آنان را یک مسلمان واقعی بار بیاور! خدایا! به امام ما سلامتی و تندرستی همیشگی و به امت ما پشتکار و مقاومت و به رزمندگان ما صلابت و شجاعت و به روحانیت ما تقوا و عبادت و خدمت و به پاسداران ما، شناخت مکتب و به دشمنان اسلام، ذلت و پستیِ بیش از پیش عطا بفرما!
به امید پیروزی رزمندگان اسلام بر کفر جهانی
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار!
والسلام علیکم و رحمه الله
