سلیمان معصومی در سال 1346 به دنیا آمد. دوران تحصیلات ابتدایی را در روستای “اروست” آغاز کرد اما فقر مالی نگذاشت تحصیلات ابتدایی را به پایان برساند؛ از این رو تحصیل کرد و جهت امرار معاش همراه با خانواده اش به سمنان هجرت کرد و در کارخانه گچ سمنان مشغول به کار شد. تا زمان خدمت سربازی همراه پدر و برادران مشغول کارگری بود تا در نهایت در تاریخ 01/05/1367 در شلمچه به شهادت رسید و در گلزار شهدای روستای اورست آرام گرفت.
« من المومنین رجال صدقوا ما عهدولله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا.» (احزاب /23)
(مومنان راستین مردانی هستند که نسبت به پیمانهایی که با خدای متعال بستند وفادار ماندند؛ گروهی از اینان در پیکار مقدس در راه خدا به شهادت رسیدند و گروهی دیگر به مبارزه بر حق خود ادامه می دهند و درانتظار شهادت خویشند. این حق طلبان هرگز عهد و پیمان خویش را نشکستند.)
با درورد بر مهدی صاحب الزمان(عج) و درود بر نائب برحقش خمینی کبیر و درود بر شهدای راستین اسلام و درود بر رزمندگان اسلام. برادران! الان زمان جنگ است و سرنوشت. الان زمانی است که تمام کشورهای استعمارگر بر علیه ما توطئه می کنند و می خواهند کشور ما را استعمار کنند و می خواهند فساد در جامعه باشد و مسلمانان، در بند آنان اسیر باشند اما باید جلوی اینها را بگیریم باید برخیزیم و همگی سلاح برگیریم و به سوی جبهه های نبرد حق بشتابیم؛ نکند سلاح را بر زمین بگذاریم و در خانه بنشینیم و بگوییم جبهه به ما احتیاج ندارد؛ خیر، جبهه احتیاج ضروری به نیرو دارد؛ جبهه باید نیرو داشته باشد تا برادران با ایمان کامل، با نیروی عظیمی به سوی دشمن یورش برند و آنان را نابود کنند. مبادا از جبهه غفلت ورزید که این عمل، حرام است. برادران! به پاس خون شهداء برخیزید و خود و خانواده خود و اسلام و قرآن را سرافراز کنید و لحظه ای از اسلام و قرآن و جبهه غفلت نورزید. الان از جبهه بالاتر چیست؟ جبهه ای که از کعبه بالاتر است، پس بیایید در جبهه ها همدوش با دیگر رزمندگان درسنگرهای خونین خط مقدم، دشمن را نابود سازید. برادران! نماز جمعه و جماعت را فراموش نکنید و دعاهای توسل و کمیل را فراموش نکنید! پدرگرامی! اگر من شهید شدم، برایم هیچ ناراحت نباشید؛ چرا که علی اکبر حسین (ع) هم شهید شد. مادر گرامی! اگر شهید شدم هیچ ناراحت نباشید و صبر داشته باشید و دعا کنید تا خداوند، ما را با شهدای کربلا محشور سازد. مادرم ! شیرت را حلالم کن و مرا ببخش و از من راضی باش! برادران عزیزم! با ایمان کامل، راهم را ادامه دهید و لحظه ای از اسلام و قرآن و جبهه غفلت نورزید و امر امام را اطاعت کنید و کاری کنید تا در قیامت رو سفید باشید! خواهرم! شما با حجاب اسلامی خودتان، زینب وار زندگی کنید و جلوی بی حجابها را بگیرید و کاری کنید که در قیامت، رو سفید باشید و در پشت جبهه ها به جبهه کمک کنید! در پایان، دعا به جان امام را فراموش نکنید!
ضمناً اگر من شهید شدم، در گلزار شهدای روستای اروست دفنم نمائید.
والسلام
پاسدار اسلام سلیمان معصومی
7 شهریور ماه 1365 اروند رود.
