اسدالله اسدی در تاریخ 1343 در روستای تلوکلا در یک خانواده ی کشاورز چشم به جهان گشود. در ایام نوجوانی برای کمک مالی به خانواده خود نزد دیگران به چوپانی مشغول بود .
به دلیل وضع نامساعد مالی خانواده، از رفتن به مدسه محروم شد. مادرش تعریف می کرد: «روزی اسدالله از خواب بیدار شد و گفت، امام رضا (ع) را در خواب دید و ایشان فرمودند که من به شهادت می رسم.»
قبل از دوران خدمت در ساری مشغول کار و فعالیت بود. آخرین باری که به مرخصی آمده بود، بسیار خوشحال بود و می گفت:« برای من گریه نکنید؛ اگر خدا خواست شهید می شوم و اگر نخواست برمی گردم.»
قبل از شهادت یک بار دچار موج گرفتگی شده بود و از این رو در بیمارستان تهران بستری شد و اینگونه مقدر شد تا در تاریخ 26/11/1364 به درجه ی شهادت نائل شود و پیکرش بر روی دستان دوستانش تشییع و در مزار شهیدان روستای تلوکلا آرام گیرد.
