سید مهدی اندراجمی فرزند سید علی در تاریخ 1348 در روستای ” سادات محله ” چشم به جهان گشود. بعد از پایان دوره ابتدایی ترک تحصیل کرد و در کنار خانواده مشغول کار کشاورزی شد. درسال 1367 زمان خدمت سربازی فرا خوانده شد و در گردان روح الله لشگر25 کربلا مشغول به خدمت شد. بعد از طی دوره آموزشی در پادگان شهید بیگلو، در عملیاتی شرکت کرد و مدتی را به شلمچه و سپس به جزیره مجنون اعزام شد و در همین منطقه به شهادت رسید. پیکرش در تاریخ 04/07/1374 بر دستان مردم ساری و بخش چهار دانگه بویژه روستای سادات محله تشییع شد و در زادگاهش روستای سادات محله بخاک سپرده شد.
به نام خدای بخشنده مهربان؛ خدای درهم کوبنده جباران و ستمگران و خدای مظلومان. درود خدا بر ائمه معصومین (ع) و انبیاء عظام و پیامبران گرامی بخصوص پیامبر اکرم حضرت محمد (ص). درود خدا بر سرور شهدا، ابا عبدالله الحسین و شهدای مظلوم کربلای ایران زمین. درود خدا برخانواده شهدا، معلولین و مجروحین و مفقودین و اسرا. درود خدا بر حضرت مهدی (عج) و نائب برحقش حضرت امام خمینی کبیر و با درود و سلام بی پایان بر رزمندگان دلیر و شجاع اسلام که برای یاری دین حق و حقیقت به جبهه ها شتافتند و دست از مال و جان خود کشیدند (( ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون )): (آنانی که در راه خدا کشته شده اند مرده مپندارید، بلکه آنان زنده هستند و در نزد خداوند خویش روزی می خورند.)
اینجانب سید محمد مهدی اندراجمی فرزند سید علی، ساکن ساری بخش چهار دانگه کیاسر، روستای سادات محله، وصیت خود را به شرح ذیل اعلام می نمایم:
بنده حقیر برای رضای خدای تبارک و تعالی سربازی را در کسوت پاسدار مشمول انجام وظیفه می کنم و در راه خدا و یاری دین حق به خدمت وظیفه که یک عبادت است، به جبهه آمدم و زیر آتش مستقیم دشمن خونخوار، این جان ناقابل خود را برای آبیاری آن تقدیم خواهم نمود و امیدوارم که این خون های پاکی که برای اسلام عزیز ریخته می شود، پایمال نگردد و شما امت حزب الله و شهید پرور روستای سادات محله، ادامه دهنده راه شهدای این محل یعنی اولین و آخرین شهید و دیگر شهدا کشورمان و شهید گمنام مثل حسین غریب در صحرا و بیابان باشید.
سخنی با پدر و مادرعزیزم دارم:
پدر و مادرعزیزم! شما برای من زحمت های طاقت فرسایی کشیدید تا مرا بدین جا رساندید؛ انشاءالله که خداوند به شما عمر باعزت عنایت فرماید. پدرعزیزم! من شما را در طول 19 سال خیلی مورد رنج قرار دادم، از این رو از شما آمرزش و عفو می طلبم. انشالله که خداوند شما را صبر و شکیبایی عنایت فرماید، و تو ای مادر عزیز و رنج دیده! مرا ببخش! ازاین که از من رفتار ناپسند دیدی. مادر عزیزم! اگر حقیر، شهید یا گمنام شدم و می خواهید برایم گریه کنید، اول یادی از حسین سرور شهیدان کنید، بعد اشک بریزید؛ چون ما به راهی خواهیم رفت که راه حسین است. مادرجان! مبادا از کشته شدن من گریه و زاری کنید و با صبر و استقامت خودتان مشت محکمی بر دهان دشمنان اسلام زده باشید و خداوند همیشه با صابران است. اجرتان با خدا باشد. از شما مادرم حلالیت می طلبم و هیچ وقت زحمت های شما را نمی توانم جبران کنم و بار دیگر از شما می خواهم که من را ببخشید .
سخنی دارم با برادران و خواهران عزیزم:
امیدوارم که همگی شما ادامه دهنده راه شهدا باشید و نگذارید که سلاح این عزیزان بر زمین افتد و به فرزندان خود بگویید که این برادران شما چه راهی و هدفی داشته. آنان را با قرآن آشنایی دهید که این ، آینده سازان انقلاب هستند. برادران من! از یکایک شما می خواهم که مرا عفو کنید و اگر کار بدی در حق شما انجام دادم، عاجزانه از شما می خواهم که من را ببخشید و در آخر، آرزوی موفقیت شما را خواستارم. شما ای خواهرم امیدوارم که زینب وار این پیام را که پیام تمام شهدای اسلام است، به گوش جوان ها برسانید. تنها خواهشی که از شما خواهرانم دارم، عفت و پاک دامنی است. حجاب خود را در همه حال حفظ کنید و یقین داشته باشید که حجاب شما از خون شهیدان برنده تر است و از تمامی شما می خواهم که من را ببخشید.
پیامی دارم به مردم و جوانان شهید پرور سادات محله:
امیدوارم که همگی اتحاد و همبستگی خودتان را حفظ کنید، همانطور که اوایل انقلاب با اتحاد و همبستگی قدرت خود را نشان دادید و ثابت کردید که پشتیبان این انقلاب هستید. قرآن به مسلمانان توصیه می کند که : « واعتصموا به حبل الله جمیعا و لا تفرقوا» یعنی اگر همگی تان به ریسمان الهی چنگ زنید، هیچ وقت متفرق نمی شوید و دشمن نمی تواند برشما غلبه کند. امیدوارم که در پشت جبهه و یا مدرسه و یا دانشگاه و هر شغل که به شما محول شد، مسائل شرعی را در همه جوانب رعایت کنید و کمک های خود را به جبهه ها و یا پشت جبهه ارسال کنید!
درخاتمه از فامیلان و دوستان و آشنایان می خواهم که اگر نسبت به شماها بدی کردم، مرا مورد عفو و بخشش قرار دهید.
این وصیت نامه را در منطقه جنگی جنوب، داخل سنگر، نزد برادران عزیز و در زمان خوبی نوشتم.
بار پروردگارا! پرچم اسلام را بر تمامی گیتی برافراشته بدار! بارالها! حکومت اسلامی ایران را به حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) متصل بفرما! غفورا! رهبرامت، امید مستضعفان جهان را تا ظهور حضرت مهدی (عج)، از کلیه بلیات سماوی و ارضی حفظ و مصون بدار!
در آخر، مزار را من در روستای سادات محله در کنار قبر شهدا قرار دهید.
والسلام
